اصلاح سیرت به جای صورت
سیرت و درون خود را اصلاح کنیم
و نه صورت و ظاهر را...
علی علیه السلام می فرماید:
من اصلح سریرته اصلح الله علانیته
کسی که درونش را اصلاح کند
خداوند ظاهرش را زیبا می سازد...

سیرت و درون خود را اصلاح کنیم
و نه صورت و ظاهر را...
علی علیه السلام می فرماید:
من اصلح سریرته اصلح الله علانیته
کسی که درونش را اصلاح کند
خداوند ظاهرش را زیبا می سازد...

عشق مجازی لیوان شربتی از هوس هاست جرعه جرعه که نوشیده میشودتمام می شودوقتی لیوان پرشربت هوس فروکش کرد لیوان خالی کنار گذاشته می شود دوباره لیوانی دیگر پراز هوس........................

آیت الله جوادی آملی عنوان کرد: "
آیت الله جوادی آملی عنوان کرد: "در جریان آماده بودن برای سفر آخرت در بیانات نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) آمده است که وجود مبارک حضرت، هر شب بعد از نماز عشاء قبل از اینکه جمعیت از مسجد متفرّق بشوند با صدای رسا که همه بشنوند میفرمود: «تَجهزّوا رَحِمَکُمُ الله» آقایان بارهایتان را ببندید آماده باشید.[خود را برای سفر آخرت آماده کنید] "
ایشان در ادامه بیان کرد: "اگر مطلب علمی را انسان یک بار گفت بار دوم خسته کننده است، برای اینکه طرف مقابل آن را می فهمد، اما موعظه و نصیحت را هر وقت هم که انسان بازگو کند جا دارد، برای اینکه از آن طرف وسوسه دائمی است. مگر شیطان یک بار وسوسه میکند؟ مگر این شورش قلب یک بار است؟ (الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ* مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ) وسوسه شیطان هر روز هست. اگر وسوسه هر روز هست اگر دام شیطان هر روز هست، موعظه هم باید هر روز باشد."
آیت الله جوادی آملی درباره درمان وسوسه های شیطان گفت: "اگر کسی دستش زخم بود و مرتب روی این زخم مگس بنشیند، پشه بنشیند، هر روز باید ضدّعفونی کند نباید بگوید دیروز ضد عفونی را انجام دادم و دیگر کافی است، این ﴿یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ﴾ هر روز هست. مگر میشود که شیطان ما را رها کند؟ وقتی وسوسه هر روز شد خب درمانش هم باید هر روز باشد و درمانش هم موعظه است، درمانش تزکیه است. لذا وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) هر شب بعد از نماز عشاء وقتی نمازگزارها میخواستند از مسجد متفرّق بشوند میفرمود آقایان آماده باشید نه بیراهه بروید، نه راه کسی را ببندیدخیلیها خیال میکنند انسان که مُرد تمام میشود و میمیرد. انبیا آمدند دو حرف تازه به ما زدند یکی اینکه انسان, مرگ را میمیراند نه بمیرد هیچ مرگی در برابر انسان نیست، چرا, برای اینکه آنکه خدای ماست حیات و ممات ما به دست اوست دنیا و آخرت در دست اوست در دنیا نفرمود «کلّ نفس یذوقها الموت» هر کسی را مرگ میچشد بلکه فرمود: ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾ هر کسی مرگ را میچشد.
انسان, مرگ را میمیراند یعنی بعد از مرگ, مرگی نیست در برزخ مرگ نیست
در صحنه قیامت مرگ نیست در بهشت مرگ نیست و ما هستیم ماییم که مرگ را
میمیرانیم ما میشویم اصل, او میشود فرع.
ذات اقدس الهی میفرماید
دنیا زیورهای فراوانی دارد، باغ دارد، مزرعه دارد، مرتع دارد، قصر دارد،
فرش دارد، اما همه اینها زینت زمین است نه زینت شما. اگر کسی باغ خوبی
داشت، خانه خوبی داشت، آن زمین را مزیّن کرده نه خودش را. باید این فکر را
در خود زنده کنیم که ما برای همیشه هستیم، اگر برای همیشه هستیم باید
کالای نَمیر تهیه کنیم و کالای نمیر نه در آسمان است نه در زمین بلکه در
دلهای ماست؛ آن فطرت است، آن علم است، آن معنویت است، آن تقواست چون ما هر
چه پیدا کنیم از بین می رود. زینت انسان همان معرفت، ایمان ، علم ، تقوا و
عقلانیّت اوست. پس چیزی زینت انسان نیست مگر انسانیتِ او و عقلانیت او.
هیچ ارزشی در اسلام به اندازه ارزش آزادی نیست. علی(ع) میفرماید: «من ترک الشهوات کان حرّاً» آزاد کسی است که شهوت ها را ترک کند. معصومین(علیهمالسلام) در بسیاری از کلمات به ما آموختند که آزاد بشوید. آزاد شدن از دشمن بیرونی چندان مهم نیست. آزاد شدن از دشمن درونی مهم است.
راه تشخیص بنده بودن یا آزاد بودن این است که اگر به دلخواه خود عمل میکنیم معلوم میشود در قفس آز و طمع زندانی هستیم؛ و اگر به خواستهٴ خدای سبحان عمل کنیم، آزاد هستیم. انسان آزاد به غیر خدا نمیاندیشد.
راه آزادی، استغفار و طب آمرزش است. از این رو گفتهاند: در شبانه روز
چندین بار بگویید «استغفر الله ربی وأتوب إلیه» در نماز و غیر نماز برای
خود و دیگران طلب آمرزش کنید، نه برای رهایی از آتش و نه برای رفتن به بهشت
و متنعم شدن در آن بلکه باید هدف بالاتر از این مسائل باشد.
امیر
مؤمنان (ع) در نامهای به مالک اشتر میفرماید: «إنّ هذا الدین کان أسیراً
فی أیدی الأشرار، یعمل فیه بالهوی و یُطلب به الدنیا» این دین اسیر دشمنان
بود، به میل خود عمل کرده و دنیا طلبی مینمودند.
کسانی که در دنیا شکست
میخورند گرفتار اسارت نفس هستند. هم میل به ماندن در دنیا دارند و هم از
رها شدن میترسند. اسلام این دو اصل را محکوم، و دو اصل اصیل دیگری جایگزین
آن کرده است: یکی اینکه به طبیعت دل نبندید، دیگر آنکه از ماورای طبیعت
نترسید.
در قرآن کریم میفرماید: ﴿کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ﴾ یا: ﴿کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ﴾ همه در گرو عمل خویش هشتند. فقط یک عده آزادند: ﴿إِلاَّ أَصْحَابَ الیَمِینِ﴾. اصحاب یمین افرادی هستند که، مصاحب با میمنت و همنشین با یُمن و برکتند. چیزی جزء برکت از آنها انتظار نمیرود. و آنها هم کاری جزء یُمن و برکت ندارند. این بهترین نعمت است که خداوند سبحان ما را به تحصیل آن فرا میخواند.
عشق الهی، رامکننده است و عشق مجازی و شهوی، انسان را وحشی میکند.
عشق الهی، صبرآور است و عشق مجازی، صبرشکن است.
عشق الهی، نیروزاست و عشق مجازی، نیروبَر است.
عشق الهی، خودخواهیبر است و عشق مجازی، خودخواهیزاست.
عشق الهی، شادیآور است و عشق مجازی، غمافزاست.
عشق
الهی، سریان دارد و عاشق الهی، همه پدیدههای عالم را جلوه خدا میداند و
به همه عشق میورزد. عشق مجازی، عشق به خواستههای نفسانی خود است.
عاشق خدا، از فراق و یاد او، لذت میبرد. عاشق غیر خدا، فقط با وصال دلخوش است و فراق، برایش رنجآور است.
غالباً در تجربه اولین رابطه،
مخصوصاً اگر دو طرف کم سن و سال باشند ، این ارتباط به کامجویی جنسی منتهی
نمیشود به همین دلیل هر دو نفر مدعی هستند عشقشان پاک است و بر اساس هوا و
هوس شکل نگرفته و اکثراً گمان میکنند خدا آنها را سر راه هم قرار داده.
اما از آنجا که غالباً این دو نفر در شرایطی تصمیم به ازدواج گرفتهاند که
هیچکدام از طرفین و یا لااقل یکی از آنها- عمدتاً پسر- یا آمادگی ازدواج
ندارند و یا به شدت وابسته به خانوادهشان هستند و از آنجا که تقریباً در
همه موارد خانوادهها با این تصمیم و انتخاب فرزندشان مخالفت میکنند،
تقریباً تمام این دوستیها عاقبتی تلخ پیدا میکنند ، فقط در مواردی که دو
طرف در سنین بالاتر چنین ارتباطی برقرار کنند طوری که نسبت به خانوادهشان
استقلال پیدا کرده باشند و یا در شرایط کاملاً استثنایی، خانواده هر دو نفر
با انتخاب فرزندشان موافقت کرده و امکانات ازدواجشان را فراهم کنند، ممکن
است این قضیه منجر به ازدواج شود.(که البته عاقبت این ازدواج ها هم معلوم
نیست).
اما همانطور که گفتیم چنین اتفاقی کاملاً استثنایی است. بنابراین
در اکثر موارد دختر و پسری که مدتی با هم دوست و عاشق همدیگر بودهاند
باید تن به جدایی بدهند و این یعنی یک شکست عاطفی سنگین، که چنین اتفاقی
یکی از تلخترین خاطرات افرادی است که آنرا تجربه کردهاند. شکستی که عوارض آن تا مدتها در زندگی فرد تأثیرگذار است.
مولوی، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان مثلی بسیار عالی دارد، اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد می گوید:
زین للناس حق آراسته است *** زانچه حق آراست چون تانند رست
چون پی یسکن الیهاش آفرید *** کی تواند آدم از حوا برید
رستم زال ار بود، وز حمزه بیش *** هست در فرمان اسیر زال خویش
آنکه عالم مست گفتارش بدی *** کلمینی یا حمیرا می زدی
آنگاه
راجع به تأثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و
در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می
آورد: آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل
زن مثل آتش، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند
و آنرا خاموش می سازد، اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل
اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند، آنوقت است
که آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و
احیانا جوشش و غلیان در او به وجود می آورد، تا آنجا که سراسر وجود او را
تبدیل به بخار می سازد.
می گوید:
آب غالب شد بر آتش از لهیب *** زآتش او جوشد چو باشد در "حجیب"
چونکه دیگی حایل آمد آن دو را *** نیست کرد آن آب را کردش هوا
ر كتابهاي اسرارالصلاة ملاحظه فرموديد که ميگويند: معناي مسح سر اين است
كه خدايا هر خاطره باطلي كه من در سر پروراندم الآن دارم آن را تطهير
ميكنم و شستشو ميكنم تا با مغز پاك، سر پاك، خاطرات پاك به حضور تو بيايم
؛ با مسح پا هم عرض ميكند خدايا هر جايي كه نبايد ميرفتم و قدم گذاشتم،
هر قدمي كه نبايد برمیداشتم و برداشتم هر اقدامي كه مرضيّ تو نبود به سويش
رفتم من دارم اين پا را از آنها تطهير ميكنم تا به زيارت تو بيايم گفتند
معناي وضو اين است معناي مسح سر اين است معناي مسح پا اين است.
حال اگر كسي بعد از گذشت مدتها نماز خواندن در خود عروجي احساس نكرد بداند
در جاي ديگر مشكل دارد.نماز ﴿إنَّ الصَّلاةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ
وَالْمُنكَر) است يا رفع است و يا دفع، يا نميگذارد انسان به تباهي تن در
بدهد يا اگر آلوده شد او را تطهير ميكند.
اگر كسي ـ خداي ناكرده ـ با خواندن نماز نه از رفع خطر بهرهاي برد نه از
دفع خطر، او هنوز به مرحله ﴿تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ﴾
نرسيده اين نماز ديگر «الصلاة معراج المؤمن» نيست؛ اگر ـ انشاءالله الرحمن
ـ توانست از فحشا و منكر برهد، آلوده نباشد، با زبان طيّب و طاهر با چهره
طيّب و طاهر با سر طيّب و طاهر با پاي طيّب و طاهر به زيارت خداي سبحان
برود آن وقت نماز او ميشود «الصلاة معراج المؤمن».
رخى از اندیشه گران و حکیمان بر این باورند که حجاب, حق الله است و در این باره می گویند :
«حرمت زن نه اختصاص بـه خود زن دارد, نه مال شوهر و نه ویژه بـرادر و فرزندانش مى بـاشـد. همه اینها اگر رضایت بـدهند, قرآن راضى نخواهد بـود, چـون حرمت زن و حیثـیت زن بـه عنوان حق الله مطرح است. لذا کسى حق ندارد بـگوید من بـه نداشتـن حجـاب رضایت دادم. از اینکه قـرآن کـریم مى گـوید : هر گـروهى, اگـر راضـى هم باشند, شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا کنید, معلوم مى شود عصمت زن حق الله است.» (١)
زن در قران
یوسف ومریم دو مظهرعفت
قران کریم در مقام بیان ملکه عفاف هم از زن وهم از مرد مثال می اورد
حال باید ببینیم ایا مرد در این صحنه عفیفانه تر تجلی نموده یا زن در این مقام بیان عفیفانه تر اورده تر است؟
هم یوسف مبتلا شد ودر اثر عفاف نجات پیدا کرد وهم مریم امتحان شد ودر پرتو عفاف نجات یافت.
مهم عکس العمل هریک از دو معصوم است که چگونه بوده است.
اما ایه قران: ان زن قصد او کرد ویوسف هم قصد او کرد واگر برهان پروردگارندیده بود اهنگ او می کرد.
یعنی سخن در مقام فعل نیست.
وسخن در مرحله مقدمات نیست.
وسخن در مقام اهتمام است.
ان زن مصری همت کرد وهمتش در تعقیب یوسف به فعلیت رسید.
ولی یوسف نه تنها مرتکب حرام نشد ونه تنها مقدمات حرام را اماده نکرد بلکه قصد هم در میان نبود
زیرا همت وقصد حضرت یوسف مشروط شد به چیزی که حاصل نشدچون برهان رب را دید قصد نکرد.
اما داستان حضرت مریم
در ایه ای دیگر از قران می فرماید
پس روح خود را به سوی مریم فرستادیم(به شکل مرد) وچون بشری هماهنگ براو نمایان شد
مریم گفت:اگر پرهیزگاری از تو به خدای رحمان پناه می برم
مریم نه تنها خودش میل ندارد ان فرشته را هم که به صورت بشر در امده نهی از منکر می کند
در اینجامریم به فرشته متمثل می فرماید:
اگر با تقوایی دست به این کار نزن من که دستم بسته است
تو هم دستت را ببند
حالا مقایسه:
قران درباره حضرت یوسف می فرماید: اگر یوسف برهان رب را دید قصد نکرد
ولیکن درباره مریم نه تنها درباره خودش سخن از قصد نیست بلکه فرشته متمثل را نیز امربه معروف می کند
وپروردگارا به توپناه میبرم ازپیروی هوای نفس،ومخالفت باهدایت،خواب غفلت،تکلف درکارها،مقدم داشتن باطل برحق،اصراربرگناه وکوچک شمردن معصیت وبزرگ انگاشتن فرمانبرداری وطاعتم........صحیفه سجادیه
شرافت زن اقتضا مىكند كه هنگامى كه از خانه بيرون مىرود متين و سنگين و باوقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدى كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد، عملًا مرد را به سوى خود دعوت نكند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنىدار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آنكه گاهى اوقات ژستها سخن مىگويند، راه رفتن انسان سخن مىگويد، طرز حرف زدنش يك حرف ديگرى مىزند.
همچنين است حالت يك افسر با نشانههاى عالى افسرى كه گردن مىافرازد، قدمها را محكم به زمين مىكوبد، باد به غبغب مىاندازد، صداى خود را موقعحرف زدن كلفت مىكند. او هم زباندار عمل مىكند، به زبان بىزبانى مىگويد: از من بترسيد، رعب من را در دلهاى خود جا دهيد.
همينطور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند، فرياد بزند كه به دنبال من بيا، سر بسر من بگذار، متلك بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش كنتحمل سختی و مشقت جزئی از جریان زندگی هر انسانی است. (نابرده رنج، گنج میسر نمی شود). اگر رعایت حجاب دارای سختی هایی باشه انجام واجباتی نظیر نماز، روزه ،حج، جهاد و ... هم راحت و آسان نیست هر کدام سختی هایی به همراه خودش داره.
آیا از خواب ناز سحرگاه برخاستن ، وضو گرفتن و نماز خواندن رنج و سختی نداره؟ آیا در گرمای طاقت فرسای تابستان روزه گرفتن و تشنگی، گرسنگی رو تحمل کردن خستگی و زحمت نداره؟
در مورد حجاب هم تحمل این زحمت و سختی در مقابل آثار و برکاتی که خداوند قرار داده و از همه مهمتر خوشنودی خدا و پیامبر (ص) و ائمه اطهار(ع) بسیار ناچیز و چه بسا شیرن و گواراست.
این رو هم نباید فراموش کرد کسانی که از حجاب گریزانند و عواقب بدی که در اثر بی حجابی و انحرافات اخلاقی دچار میشند و موحب از هم پاشیدن کانون خانواده و... میشه بسیار فراتر از سختی های ظاهری حجاب است. و از این بالاتر رنج و عذاب الهی در جهنم، اصلا قابل مقایسه با این زحمات نیست!
در رابطه با این بحث، آیه 216 سوره بقره رو می آورم : (عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون)؛ " چه بسا چیزی را دوست نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید"
خداوندا...پروردگارا،شیطان لحظه هافریبم دادومن نفهمیدم. خدایا... قبل ازاین که آخرین ستاره عمرم چیده شود،تاج رحمت و بخشایش خودرا بر سرم بگذار......آمین
وقتی توراآفریدم برخودم احسنت میگفتم.مگرآیاکسی هم یاخدایش قهرمیگردد؟هزاران توبه ات راگرچه بشکستی،ببینم من توراازدرگاهم راندم؟که می ترساندت ازمن؟رهاکن آن خدای دور...آن نامهربان معبود...این منمپروردگارمهربانت...خالقت....اینک صدایم کن مراباقطره اشکی،به پیش آور دودست خالی خودرا،باربان بسته ات کاری ندارم،لیک غوغای دل بشکسته ات رادوست میدارم.غریبه این زمین خاکیم...آیاعزیزم حاجتی داری؟بگو....جزمن کس دیگری نمیفهمد.
اول
این که به نظر من 99 درصد منشأ گناهان جنسی از نگاه های بد ( دیدن صحنه
های تحریک کننده ) ناشی می شود پس توصیه می کنم مواظب چشم ها باشید .
دوم این که از فکر و خیال های جنسی دوری کنید .
سوم این که هر چه مودبانه تر نماز بخوانید درصد موفقیت شما بالاتر خواهد رفت .
اگر
بعد از این چند روز ، کوچکترین تغییری در خود احساس کردید ، بدانید که
موفقیت شما با توکل بر خدا حتمی است پس رعایت این توصیه ها را ادامه دهید .
فشار نیروی جنسی فقط چند دقیقه در اوج باقی می ماند
اگر آن چند دقیقه را بگذرانید از آن حمله نجات پیدا می کنید . اگر اوج
فشار جنسی را 10 فرض کنیم روش آمدن و رفتن آن این گونه خواهد بود 1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 10 10 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 . تمام این مدت شاید به 5 دقیقه هم
نرسد . امتحانش مجانی است و هیچ خرجی هم ندارد !!! اگر می خواهید بهتر
نتیجه بگیرید در این مدت ذکر لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم را تکرار کنید .
*معنای عزلت
عزلت همان خروج از اختلافات و آمیزش با مردم است و گوشهای به انزوا نشستن
و از خلق بریدن و ریشه آن و معنای اصلیاش، کنترل حواس و مانع شدن از تصرف
آنها در محسوسات است، البته از طریق خلوت گزیدن، زیرا هر بلا و فتنهای
که روح به آن مبتلا میشود از طریق روزنههای همین حواس ظاهر است، پس خلوت و
عزلت حواس ظاهری رشتههای وابستگی نفس به دنیا و شیطان و هوی و هوس را قطع
میکند. *روایت حضور
آن روز پرخاطره و پرجاذبه و به یاد ماندنی سخن از آداب سلوک الیالله بود،
حضرت استاد با لحنی زیبا و دلنشین که پس از سالها هنوز ترنم ملکوتی آن در
گوش جانم طنینانداز است، آن چنان که گویی حضرت استاد الان بر فراز کرسی
تدریس است و ما هم در مسجد حضرت معصومه(س) روی به قبله در مقابلشان،
فرمودند: در امر سلوک الیالله از نامحرم اجتناب کنید چه زن و چه مرد!!
نخست موعظه پیر می فروش این است/ که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
از همراهی وهم راهی تمام هموطنان ایرانی خارج از کشور ممنون ومتشکرم
اما اگر گناه مرتکب شده را پنهان کنیم کم کم از یادمان می رود ودر صدد جبران هم نیستیم زیرا انسان انگاه در صدد جبران نقص است که متذکر نقیصه باشد .(ایه الله جوادی املی)
ایه الله جوادی املی :گر موجودي بخواهد سلوک الهي داشته باشد بايد مهندس باشد، بايد معمار باشد، بايد جادّه احداث کند، بايد راه احداث کند و اين راه در درون خود او پيدا ميشود؛ راه بيروني نيست زيرا اگر اعتقاد است در درون اوست و اگر ايمان است در درون اوست و اگر تخلّق است در درون اوست و اگر ملکات عملي است در درون اوست و اگر عمل صالح است در حوزه بدنيِ اوست از او بيرون نيست، بنابراين يک راه بيروني ندارد. اگر کسي خواست حرم مشرّف بشود يک خيابان و بياباني را بايد طي کند ولي اگر خواست به لقاي الهي بار يابد سخن از خيابان و بيابان نيست بيرون از هويّت شخص نيست هر چه هست در درون اوست
فنّ اخلاق براي شناختن دشمن داخلي, دشمن خارجي, جهاد اصغر, جهاد اکبر, کنترل
خاطرات, کنترل اين نزغها و نجات پيدا کردن, است. فرشتههاي فراواني,
ملائکههاي زيادي مؤيّد انساناند منتها افراد برخيها که متوسطاند اول
بايد ديو درونشان را بيرون کنند تا بعد فرشته بيايد. اما گاهي ممکن است لطف
الهي شامل انسان بشود فرشته ای بيايد که با آمدنش ديو را بيرون ميکند؛
اين دو راه براي تهذيب نفس است آنها که بحراني فکر ميکنند گاهي انقلابي,
اخلاقي ميشوند نظير فضيل و امثال اينها که اينها دفعتاً وضعشان برميگردد
يک فرشته قوي وارد ميشود ديو را بيرون ميکند، وگرنه براي ديگران راه
معمولي اين است که انسان اول تخليه کند آن رذايل اخلاقي را با توبه برطرف
کند، حقّ الله را حقّ الناس را ادا کند، آنگاه ديو چو بيرون رود فرشته در
آيد. اگر آن توفيق هم نصيب انسان بشود که طوبي له و حسن مآب. عمده اخلاق,
کنترل اين خاطرات, رعايت اين خاطرات, ارزيابي اين خاطرات است که ـ
انشاءالله ـ اميدواريم همه شما به اين فيض برسيد ما هم محروم نمانيم!
امام صادق از قول پدرشان می فرماید :عجب دارم از کسیکه ادعای بندگی دارد اما در مقام رضا به مقدرات الهی راضی نیست
بهشت محصول فرصت سازی وجهنم محصول فرصت سوزی لحظه ها در دنیاست.
.
حضرت امیر(ع) میفرمایند:
«کمترین پاداش روزه داران آن است که در آخرین روز ماه
مبارک رمضان فرشته ای آنان را ندا میدهد و میگوید:
مژده باد بر شما ای بندگان خدا، که خداوند گناهان گذشته
شما را بخشود. پس مواظب باشید که از این پس چه میکنید
دادی ومن گناه کردم بعد خدا می فرماید :یوسفم را بیاورید به جوان می گوید ایا یوسف پیغمبر جوان زیبا نبود!!!! پس
چرا او گناه نکرد .وتو گناه کردی.
درس عبرت برای انسان گناهکار که اعمالش را نتیجه کار خدا می داند وبیانش این است که اگر خدا این سرنوشت را برای من در نظر نمی گرفت من گناه نمی کردم .اما دریغ از افرادی مشابه از جنس همان بشر با شرایط ودرد یکسان اما یکی گناه نمی کند ودیگری گناه می کند.
وهمین تیغها در قیامت ظهور می کند وبه بوته تیغ تبدیل می شود که ان را به تیغ زن می خورانند.(علامه جوادی املی کتاب مبادی اخلاق در قران)