وارث: حجةالاسلام حسین تهرانی، فرزند ارشد آیة الله حاج آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه، درباره سیره عملی استاد در ساعات تحویل سال شمسی اينگونه فرمودند:عادت به تعویق انداختن کارها در شمایل مختلفی ظاهر میشه. ما ممکنه که برای یک کار، راهحلی رو پیدا کنیم اما در عین حال هم ادله زیادی رو برای تعویق انداختن اون کار داشته باشیم. ما میتونیم کارهای سادهای مثل جواب دادن به ایمیلها رو در برنامهکاری روزانمون اولویتبندی کنیم؛ در حالی که کارهای بزرگ و با اهمیتتر هنوز دست نخورده باقی موندن. ما میتونیم به نحوی خودمون رو مشغول کنیم؛ در حالی که به نحو هنرمندانهای از زیر بار کارهای مهم شونه خالی میکنیم. و در نهایت وقتی به لیست بلند و بالای کارهای انجام نگرفته در لیست کارهامون نگاه میکنیم، یک حس ناامیدی بر ما فائق میشه و اینجاست که هیچکس نمیتونه کمکمون کنه.
مشکل اینجاست که ذهن ما برای به تعویق انداختن کارها برنامهریزی شده. به طور کلی، همه ما تمایل داریم که به سراغ کارهایی بریم که وعده آینده رو میدن و نه کارهایی که یک تلاش آنی و در لحظه رو میطلبن. دلیل این کار این هست که پردازش کردن مفاهیم پیوسته و متصل به نسبت مفاهیم انتزاعی برای مغز آسونتر هست و همچنین نتایجی که بصورت آنی و در لحظه بدست میاد، در مقایسه با مزایای نامشخص آینده، برای مغز ما قابل درکتر و محسوستره. بنابراین تلاشهای کوتاه مدت به سادگی میتونن انواع بلندت مدت رو در ذهن کنار بزنن و جایگزین اونها بشن. متخصصان علوم رفتاری چنین چیزی رو «پاسخ متعصبانه» نامگذاری کردن.
اما شما چطور میتونین افسار اسب سرکش کارهای گریزان رو در اختیار بگیرین؟ راهحل رو باید در ایجاد تعادل بین هزینه و مزایا پیدا کنیم. بدین صورت که مزایا رو بزرگ کنین و هزینهها رو کاهش بدین. جایزهای که برای انجام یک کار آنی و در لحظه به خودتون میدین باید بزرگتر از دردسر مقابله با اون باشه.
برای بزرگتر کردن مزایای کارها باید چکار کرد؟
میزان بزرگی کار رو تجسم کنین: تحقیقات نشون داده که اگر به افراد، تصاویری دیجیتالی از بالا رفتن سنشون رو نشون بدین، تمایل اونها برای ذخیره کردن منابع برای دوران بازنشستگی افزایش پیدا میکنه. چرا؟ چون چنین کاری باعث میشه که آینده برای اونها قابل لمستر باشه و ذخیرهسازی منابع برای آینده رو کار معقولتری تصور کنن. بنابراین اگر استفاده از چنین تکنیکی رو به کارهایی که پیش از این از انجامشون اجتناب میکردیم هم اطلاق کنیم و در عین حال مزایای به سرانجام رسوندن این کار رو برای خودمون متصور بشیم، گاهی اوقات همین فرمول میتونه کافی باشه که دیگه کارهامون رو به تعویق نندازیم. بنابراین اگر یک تماس تلفنی و یا ایمیلی دارین که بهش پاسخ ندادین، ذهنتون رو به به سمت زمانی معطوف کنین که به این ایمیل یا تماس تلفنی پاسخ دادین و برای این کار یک احساس رضایت در شما بوجود اومده و یا حتی تونستین که با این کارتون لبخند رضایت رو بر چهره کس دیگهای بنشونین.
پیش تعهد، عمومی گرایی: اینکه به افراد بگین که دارین کاری رو به سرانجام میرسونین، میتونه درخواستها برای مشارکت رو افزایش بده و دلیل این کار هم این هست که سیستم پاداشدهی ذهن نسبت به جایگاه اجتماعی ما بسیار پاسخگو هست. براساس تحقیقات انجام گرفته، تحسین شدن توسط دیگران و حتی افراد ناشناس و غریبه میتونه تاثیر بسیار زیادی روی ما داشته باشه. قطعا ما نمیخوایم که به عنوان فردی تنبل و یا نادان در ذهن دیگران جا بیفتیم. بنابراین با گفتن جمله “گزارش رو در پایان روز براتون میفرستم” ما میتونیم یک مزیت اجتماعی رو به وعدهای که دادیم اضافه کنیم.
مقابله با وضعیت انفعالی و حرکت نزولی: تحقیقات نشون دادن که ما به طرز عجیبی با ارزیابی وضعیت موجود مخالف هستیم. در حالی که ما ممکنه که معایب و مزایای انجام یک کار جدید رو سبک و سنگین کنیم، اما اغلب در مورد مزایا و معایب انجام ندادن یک کار، هیچ ترسی رو به خودمون راه نمیدیم! و همین مورد هم میتونه باعث بشه که برخی از مزایای آشکار به انجام رسوندن کارها رو نادیده بگیریم. فرض کنین که شما بارها و بارها فرآیندهای آماده سازی برای یک جلسه رو به تعویق میندازین. توسط کارهای هیجان انگیزتر وسوسه میشین و به خودتون میگین که میتونین این کار رو فردا و یا پس فردا هم انجام بدین. اما خودتون رو مجبور کنین که به معایب به تعویق انداختن این کار هم فکر کنین و اون موقع میفهمین که فردا برای گرفتن بازخوردهای لازم از همکارانتون خیلی دیره. اگر همین الان به سراغ کارهاتون برین، شما یک شانس برای انجام این کارها در زمان مناسب دارین.
اما هزینهها رو چطور کاهش بدیم؟
قدم اول رو مشخص کنین: بعضی وقتها کاری که از انجامش اجتناب میکنیم ما رو میترسونه. ممکنه که یادگیری زبان فرانسه رو در لیست کارهامون قرار داده باشیم، اما کی میتونه این برنامه رو در میانه بعد از ظهر جای بده؟ در اینجا میتونین از یک ترفند استفاده کنین و اون ترفند این هست که یک کار بزرگ رو به بخشهای کوچکتر تقسیم کنین. در واقع، کاری که میخواین انجام بدین رو به قسمتهایی کوچکتر که تلاش کمتری رو در طول روز میطلبن تقسیم کنین. حتی میتونین یک کار بهتر هم انجام بدین: کوچکترین قدم اول رو مشخص کنین. این کار چنان کار آسونی هست که ذهن سرکش ما رو هم وادار میکنه که هزینهها رو کاهش بده. بنابراین، بجای «یادگیری فرانسه» میتونین «به نیکول ایمیل بدین و در مورد یادگیری زبان فرانسه ازش راهنمایی و مشورت بخواین». وقتی که به این هدف کوچک دست پیدا کردین، بجای اینکه بخاطر نداشتن مهارتهای یادگیری زبان خودتون رو سرزنش کنین، میتونین انگیزه لازم برای برداشتن قدمهای بعدی رو هم بدست بیارین.
قدم اول رو با یک راهکار گره بزنین: اگر بتونیم این قدم کوچک که برداشتیم رو به چیزی که به دنبال انجام دادنش هستیم مرتبط کنیم، میتونیم هزینههای تلاش، هرچند هم کوچک و کم، رو برای خودمون قابل لمستر کنیم. به عبارت دیگه، کاری که از انجامش اجتناب میکنین رو به کاری که به انجامش تمایل دارین گره بزنین. برای مثال، شما ممکنه که بخواین در هنگام ورزش کردن چندتا مجله بخونین تا ذهنتون رو نسبت به هزینههای کوتاه مدت ورزش کردن منحرف کنین. به همین ترتیب هم اگر به خودتون قول بدین که یک کار دشوار رو در یک کافه شیک به همراه نوشیدنی مورد علاقه انجام بدین، میتونین در نهایت اون کار رو به انجام برسونین.
موانع پنهان رو حذف کنین: بعضی وقتها ممکنه که بارها و بارها به سراغ انجام یک کاری بریم، در حالی که به برداشتن قدم اول تمایل نداریم. یک صدایی در ذهن بهمون میگه که “آره، ایده خوبیه، اما… نه.” در این حالت، باید از این صدا سوالاتی رو بپرسیم تا بفهمیم که واقعا چه چیزی مانع از انجام کارها میشه. چنین کاری به علم روان درمانی هم احتیاج نداره. فقط از خودتون یکسری سوالات “چرا” دار بپرسین. “چرا احساس میکنم که انجام این کار سخته؟” و در این صورت موانع میتونن به سرعت از مسیر شما کنار برن. اما اغلب مشکل دیگهای هم وجود داره و اون این هست که یک تعهد رقابتی داره انگیزه شما رو از بین میبره. برای مثال، فرض کنین که برای شما سخت هست که صبح زود از خواب پاشین و کارهاتون رو انجام بدین. در اینجا یکسری “چرا”ها ممکنه که تمایل شما به خوردن صبحانه به همراه اعضای خانواده رو به چالش بکشن. اما وقتی که تونستین با این تعارض کنار بیاین، به احتمال خیلی زیاد میتونین راهی رو برای غلبه بهش پیدا کنین. شاید از طریق مشخص کردن اهداف روزانه از شب قبل و یا در مسیر رفت و آمد به سر کار.
بنابراین وقتی که یکبار دیگه با مشکل عدم توانایی لازم برای انجام کارهای مهم روبرو شدین، به خودتون سخت نگیرین. فراموش نکنین که مغز شما به کمک احتیاج داره. سعی کنین لااقل یک گام به سمت پررنگتر کردن مزایای کاری که انجام میدین بردارین و در عین حال هم هزینهها رو کاهش بدین. شک نکنین که لیست کارهای روزانتون به خاطر کامل کردنش از شما قدردانی میکنه.
پیامبر اسلام(ص) در این حدیث، مراتب کمال ایمان را بیان مى فرماید و بعضى از علماى اخلاق هم، در مراحل سیر و سلوک تقریباً همین مسائل را مطرح کرده اند:
1- «التَّوَکُّلُ عَلَى اللهِ»: اوّلین مرحله، توکّل است. در حقیقت مؤمن مى گوید: چون به علم و قدرت، رحمانیّت او ایمان و علم دارم، او را در کارها وکیل خود قرار مى دهم.
2- «وَالتَّفویضُ اِلَى الله»: دومین مرحله، تفویض است. در مرحله قبل، گویى مؤمن خط مشى خدا را در مورد خود تعیین مى نماید، اما در این مرحله، مؤمن ـ در حقیقت - به خدا مى گوید: خدایا! تو خود بهتر مى دانى، من همه چیز را به تو واگذار کردم.
تفاوت بین توکّل و تفویض:
در توکّل انسان به تمام منافع خود اهمیّت مى دهد، از این رو، همه حدّ و حدود منافع خویش را مى بیند، امّا در تفویض مى داند که منافعى دارد، ولى مرز آن را نمى بیند و همه را به خداى تعالى واگذار کرده، چرا که به خدا اعتماد کامل پیدا کرده است.
3- «وَالتَّسلیمُ لاَِمْرِ الله»: این مرحله، بالاتر از مرحله قبل است، در این مرتبه، دیگر منفعت معنا نمى دهد، در مرحله توکّل، خواست من مطرح بود، اما در مرحله تسلیم، دیگر خواستى مطرح نیست.
يكى از علماء مى فرمودند:
من يك وقت راجع به افرادى كه بد حجاب هستند فكر مى كردم حساب كردم و شمردم چند نوع بدحجاب داريم همه يك رقم نيستند.
1- بعضى بدحجابها بسيار آدمهاى خوبى هستند، منتها محيط خانوادگى وفاميليشان بدحجاب بوده اين هم هيچ غرضى نداشته واينجور بار آمده .
2- بعضى ها مادرهايشان بدحجاب هستند و او هم ياد گرفته .
3- بعضى ها مادرهايشان حجاب دارد اين لج مى كند.
4- بعضى ها مساءله را نمى دانند كه بى حجابى يا بدحجابى حرام است .
5- بعضى ها مشكل روحى دارند.
6- بعضى ها كمبود دارند.
7- بعضى ها كُلاًميخواهند به دين دهن كجى كنند.
8- بعضى هاتقليدى هستند مثلاً چون دختر خاله اش يا همسايه اش اينجورى است آنهم بايد اينجور باشد.
9- بعضى خيال مى كنند تمدّن و تجدّداست .
10- بعضى ها خانوادگى روانى و خيالى هستند.
11- بعضى ها پول گرفته اند كه فرهنگ بدحجابى يا بى حجابى را رواج دهند. و فرهنگ مبتذل غربى را در كشور مذهبى بياورند و مردم را بى قيد و بى بند و بار و بى دين و لامذهب بار بياورند و هركارى كه ميخواهند انجام دهند.
12- بعضى ها بر اثر رفت و آمدها و روابط دوستانه و مسخره كردن دوستانشان ... بى حجاب يا بدحجاب شده اند.
منبع: كتاب داستانهايى از پوشش و حجاب
موضوعات مرتبط: احادیثی درباره پوشش زن و مرد، پوشاک وحجاب زنان ایرانی، دختر و پوشش
بسم الله الرحمن الرحیم
چهل حدیث درباره پوشش زن و مرد
1- - امام على عليه السّلام فرموده اند : پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست . غرر الحكم(5820)
2- امام صادق علیه السلام مي فرمايند: حجاب زن براي طراوت و زيبایي اش مفيدتر مي باشد. ( المستدرک، ج5)
3- امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار میدهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمیداری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بیحساب و بیرویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر میتوانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند
4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند
5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان میخندند) زمانی است که زن بیحجابی و بدحجابی میمیرد، و بستگان او را در قبر میگذارند و روی آن زن را با خشت و خاک میپوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان میخندند و میگویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک میکرد و به گناه میانداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را میپوشانند.
6- در يك روز باراني حضرت علي(عليهالسلام) با پيامبر(صلياللهعليهوآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آنجا عبور ميكرد. ناگهان پاي الاغ در چالهاي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشانندهترين لباسهاي شماست. و بهوسيلهي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش!)
7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را كه شبیه زن میشوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمیدهند ، نفرین كرده است.
8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمیشوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد و...
9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.
10- در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود
11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر
12- از رسول خدا(صلياللهعليهوآله) پرسيدند: آيا در تنهايي ميتوانيم کشف عورت کنيم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بيش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )
13- رسول خدا(صلياللهعليهوآله)فرمودند: خداوند شما را از عريان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عريان شدن بپرهيزيد.( سنن الترمذي )
14- حضرت علي(عليهالسلام) مي فرمايند: وقتي كسي عريان شود، شيطان به او نظر مياندازد و در او طمع مي كند؛ پس خود را بپوشانيد.( تهذيب )
15- پيامبر سه بار فرمود :خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار بپوشيد كه شلوار پوشاننده ترین جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مىآيند با شلوار حفظ كنيد
16- پيامبر فرمود: صيانت زن او را شادابتر و زيبايىاش را پايدارتر مىكند
17- پيامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند
18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یكی از یاران خود داد و به او فرمود كه این را دو قسمت كن: قسمتی را برای خود جامه كن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری كند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم كند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)
19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاكت زنان امت من در دو چيز است: «طلا و لباس نازك».( شيخ مفيد، امالي).
20- حضرت علي(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.
21- اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامههای نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش(الدرالمنثورج 5)
22- رسول خدا(ص) وضعيت دوران ما را از قبل پيش بيني ميكنند: در آخر امت من، مرد نماهايي هستند كه سوار بر وسايل نقليه خود، بر در مساجد پياده ميشوند. زنان اينان، پوشيدههايي برهنهاند كه موهايشان برآمده است. اينها زنان نفرينشدهاند.( المحاسن، ج1)
23- رسول خدا(ص) میفرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت میکند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ میشود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت میکنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمیکند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمیسازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.
24- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زيور خود را در منظر و ديدگاه غيرشوهر مگذار و در غياب شوهر خود را خوشبو مكن و مچ پا را نشان مده اگر چنين كنيد دينتان را تباه و خدا را به خشم آورده ايد.
25- پيامبر اکرم(ص)زنان را از پوشيدن لباسهاي توجه برانگيز بر حذر ميداشتند.
26- امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابیعمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریکآمیز برتن نکن.
27- رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را كه جلب نظر مى كند نشان مده اگر چنين كني دينتان را تباه و خدا را به خشم آورده اي.
28- امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)
29- پيامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.
30- فضيل بن يسار مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا ساعد های زن از قسمتهائي است كه بايد از غير محارم بپوشاند ؟ فرمود بلي و آنچه زير روسري قرار مي گيرد بايد پوشيده شود همچنين از محل دستبند به بالا بايد پوشيده شود . (كافي جلد 5 )
31- نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشكار كرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده كرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری كه بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).
32- عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل كه برادر مادری من بود در حالی كه زینت كرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی كه او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی كه زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست كه جز روی خود موضع دیگری را نمایان كند.( جامع البیان، ج 9)
33- امام صادق(ع) ميفرمودند:«سزاوار نيست زن مسلماني، لباسي بپوشد كه بدن وي را نميپوشاند»
34- عبداللّه بنعباس، مفسّر و شاگرد سرشناس اميرالمؤمنين علي(ع) گفته است:زن (بايد) مو و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند.»( مجمع البيان، ج7)
35- از حدیث امام باقر استفاده میشود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایینتر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.
36- يكي از اصحاب پيامبر ميگويد روزي نشسته بودم و لباسم كنار رفت و ران پايم پيدا شد. پيامبر كه در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان كه جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)
37- حضرت موسي(عليهالسلام) آنقدر بر پوشيدگي خود محافظت ميكرد كه مردم ميپنداشتند وي بيماري جسماني دارد. رسول خدا(صلياللهعليهوآله) دربارهي او ميفرمود: همانا موسي مردي باحيا و پوشيده بود كه به دليل حيايش، هيچ نقطه از بدن وي ديده نشد و لذا هنگامي كه ميخواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نميشد، لباس خود را بيرون نميآورد؛ در حالي كه بنياسرائيل حيا نميكردند و در برابر هم براي شستشو برهنه ميشدند و به يكديگر نگاه ميكردند.
38- پيامبر اكرم(صلياللهعليهوآله) هم هرگاه ميخواستند غسل كنند، كسي بهوسيلهي پرده ايشان را مستور ميساخت.
39- امام صادق(عليهالسلام) پوشيدگي شديد لقمان را از علل حكيم شدن وي ميدانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)
40- پيامبر روزي يكي از كارگران خود را ديد كه در فضاي باز غسل ميكند. به وي فرمود: نميبينم از خدايت شرم كرده باشي! مزدت را بگير ما نيازي به تو نداريم.( المصنف )
قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
تحیتی بسوی یار بی وفا بنویسم
ز شکوه بانگ بر آمد مرا نویس
دلم گفت به هیچ نامه نگنجی تو را کجا بنویسم
دعا و شکوه بهم در نزاع و من متحیر
کدام را ننویسم کدام را بنویسم
اگر سر گله و شکوه واکنم ز تو هیهات
دگر چها به لب آرم، دگر چها بنویسم
مداد بحر و بیاض زمین وفا ننماید
گهی که نامه به سوی تو بی وفا بنویسم
نه بحرماند و نه بر نه خشک ماند ونه تر
اگر شکایت دل به مدعا بنویسم
چو بر ذکای تو ام هست اعتماد
هیچ نگویم ز مدعا نزنم دم همین دعا بنویسم
نمی شود که شکایت ز دست تو نکند
فیض شکایتی به لب آرم ولی دعا بنویسم
مردان الهی كه آیت الله تهرانیرضوان الله علیه از مصادیق بارز این صِنفند، در دو جبهه پیروزند و پیروز بودند. بعضیها در هر دو جبهه گرفتارند، بعضیها در یك جبهه گرفتارند و در جبهه دیگر پیروزند، ولی این بزرگوار در هر دو جبهه پیروز بود. قرآن كریم پیروزمندان این دو جبهه را چنین معرفی كرد و فرمود: اینها اصلاً به طرف بازی نمیروند و بازی هم آن جرأت را ندارد كه به طرف اینها بیاید. نه اینها به طرف بازیگران میروند و نه بازیگران آن قدرت را دارند كه خودشان را به ایشان نزدیك كنند. این خصیصۀ مردان الهی است.
بعضیها هستند كه در هر دو جبهه شكستخوردهاند؛ یعنی هم بازیگرند و با بازیگران میسازند، و هم بازیگران اینها را به بازی میگیرند. بعضیها هستند كه عمداً به طرف بازی و بازیگران نمیروند ولی بازیگران احیاناً به طرف اینها میآیند و اینها را به بازی میگیرند.
امّا اینكه مردان الهی عمداً به طرف بازی نمیروند این را در سورۀ مباركۀ مؤمنون فرمود: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ٭ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ ٭ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ اینها از بازی و بازیگری و بازیكنندهها و... اعراض دارند. هرگز عمداً به این طرف نمیروند.
دربارۀ اینكه بازیكنندهها و بازیگری و... به طرف آنها نمیروند، آن را در سورۀ مباركۀ نور فرمود: رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ تازه بیع؛ چه رسد به بازیهای سیاسی! این دو جبهه پیروزی است. به هیچ وجه بازیگری و اصلِ بازی به طرف آنها نمیتواند برود؛ نه تنها اینها با بازیگران كاری ندارند به طرف بازی نمیروند، بازی و بازیكنندهها هم آن جرأت را ندارند كه به طرف اینها بروند رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ
امّا متأسّفانه گروهی هستند كه در هر دو جبهه شكستخوردهاند هم خودشان به استقبال بازی میروند، هم بازیگران اینها را به بازی میگیرند. گروه دیگر كه میانهرو هستند عمداً به طرف بازی نمیروند ولی بازیكنندهها گاهی اینها را به بازی میگیرند. اوحدی اهل ایمان كسانیاند كه در هر دو جبهه پیروزند؛ هم الحمد لله ربّ العالمین آن نعمت را خدا به اینها داد كه بوی بد بازی را استشمام میكنند، به طرف بازی نمیروند و هم در قلّهای به سر میبرند كه بازی و بازیكنندهها به آنها دسترسی ندارند.
وجود مبارك حضرت امیرسلام الله علیه فرمود: من در جایی هستم كه كسی به من دسترسی ندارد و امّا اینطور نیستم كه حالا دیگران به من دسترسی ندارند، من هم دسترسی نداشته باشم! نه؛ من مرتّب فیض دارم امّا دیگران به من دسترسی ندارند. این در همان خطبۀ نورانی كه خودش را معرفی میكند «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» آمده است. در اطراف تهران كوه هست امّا این كوهها معمولاً سیل ندارد، هر چندین سال ممكن است كه یك بار مثلاً سیل بیاید. امّا در قلّۀ دماوند هر وقت باران تند میبارد، سیل میآید. این شیارهایی كه این سلسله جبال البرز را از قلّۀ دماوند جدا میكند، اینها كوههای میانیاند. بعضی از شیارها مستقیماً با خود قلّه مرتبطند و هر وقت یك باران تند بیاید چون از بالای قلّه تا این دامنهاش چند هزار متر است سیل جاری میشود.
حضرت فرمود: من آن كوهی نیستم كه مثل كوههای عادی باشم، من آن كوهیام كه «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ» هر كوهی سیل ندارد! سیل علم هم از هر كوهی نیست! «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ».
از طرف دیگر خیلی از پرندهها روی این كوههای تهران میتوانند بنشینند، امّا شما پرندهای نمیتوانید ببینید كه روی قلّۀ دماوند بتواند بنشیند. لذا حضرت فرمود: «وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» نفَس اینها بند میآید تا آن بالا بروند. کسی به آن قلّه نمیسد.
مردان الهی هم همین راه را منتها بالتّبع طی میكنند؛ كسی به آنها دسترسی ندارد، امّا بركات آنها مرتّب به مردم میرسد. مرحوم آیت الله تهرانی، به لطف الهی از همین نمونهها بود كه كسی نمیتوانست از ایشان سوء استفاده كند، ولی از علومش میتوانست استفاده كند. لذا برای همه ما داغی بود
... انشاءالله آثار علمی ایشان به وسیلۀ شما منتشر میشود و جامعه استفاده میكنند و بهره میبرند.
«و الحمد لله ربّ العالمین»