صدای تنگ کوچک با نوازش اون بلندتر می‌شد...تنگ دیگه تحمل نداشت...اما خوب میدونست.چاره ای ندارد.قرار بود ماهی قرمز بره داخل تنگ..هر روز آب تنگ قرمز تر می شد...ادامه داستان