ن‌كه پَر او همانند پر كبوتر و مرغ نيست، آن پَر زير پاي ما براي سه اصل است که پهن مي‌شود: به ما مي‌گويد اگر بخواهي رشد كني بايد پَر در بياوري، يك; اگر بخواهي رشد كني، بعد از پَر در آوردن بايد آيين پرواز ياد بگيري، دو; بعد از اينكه پر درآوردي و آيين پرواز را ياد گرفتي، از جهت بايد پرواز كني نه در جهت، سه; آن‌كه در جهت پرواز مي‌كند، مرغي است كه به طمع تالاب از شمال به جنوب يا از غرب به شرق مي‌آيد، اما آن‌كه از جهت حركت مي‌كند فرشته است:

تو فرشته شوي ار جهد کني از پي آنک ٭٭٭ برگ توتست که گشتست به تدريج اطلس[16]

 به ما گفتند اگر فرشته نشديد خسارت است. اين فرّاشان فرمايش و پيام آنها همين سه اصل است که پَر در بياوريد, پرواز كنيد, و از جهت بيرون برويد، نه در جهت! آن پرواز شمال و جنوب براي تالاب، از اين مرغ‌ها هم ساخته است؛ چه حلال‌گوشت و چه حرام گوشت از آنها، آنكه هنر نيست! از جهت و از طبيعت بيرون آمدن، آن وصف مد نظر است. بنابراين كرامت در همين جريان‌هاست، فرّاشان ما فرشتگان كريم‌اند, آموزگاران ما فرشتگان كريم‌اند، آن معلم كُل هم ما را در كلاس كرامت فرا خواند كه بارها به عرضتان رسيد، آغاز سوره مباركه «علق» اين است كه ﴿اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الأكْرَمُ ٭ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ٭ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ،[17] به همه ما در آغاز تفسير و نزول قرآن فرمود وارد كلاسب شويد كه معلّم آن اكرم است. اگر گفتند در فلان كلاس فقيه تدريس مي‌كند يعني درس فقه مي‌دهد، در فلان كلاس مهندس تدريس مي‌كند درس هندسه مي‌دهد، در فلان كلاس مفسّر يا متکلّم يا حكيم تدريس مي‌كند يعني درس تفسير و کلام و حكمت مي‌دهد، اگر گفتند در فلان كلاس اكرم تدريس مي‌كند يعني درس كرامت مي‌دهد؛ اين درس, درس كتاب نيست!