اگر روزی دلم گرفت یادم باشد

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

از خداوند بخواهیم امتحانات سخت خود را از ما نگیرد


استاد اخلاق ایه  الله استادی فرمودند:از خدا نخواهیم امتحانات سخت را از ما بگیرد زیرا آزمون‌های الهی این اهمیت را دارند که اگر انسان به یاد آنها باشد شیوه زندگی‌اش را تغییر خواهد داد و همواره به خداوند فکر می‌کند.

نماز در زبان عارف

آقا سید علی قاضی استاد بزرگانی چون علامه طباطبایی وایة الله بهجت می فرمودند: 

اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد

مرا لعنت کند

از قول مرحوم آیت الله سید علی قاضی رحمه الله نقل شده که شبی در مسجد کوفه بودند. صبح که شد فرمودند:


دیشب از سر شب تا صبح ، تسبیح در و دیوار مسجد نگذاشت به خواب بروم


عاشق شوید!!!!!!!!!!(کلام ایه الله بهشتی)

عاشق شوید

برادرها، خواهرها عاشق شوید

زندگی به عشق است... عقـل به آدم زندگی نمی ده! عقل به آدم حساب میده چه جور بهتر بخوره، چه جور بهتر بخوابه، چه جور بهتر پلاسیده بشه، چه جور بهتر دل مرده باشه... عشق است که در درون انسان آتش زندگی و شعله ی زندگی را بر می فروزاند...

مسلمان عاشق است... عاشق خداست، عاشق حق است، عاشق عدل است، عاشق انسان شدن است، عاشق ملکوت است، و دنیا با همه ی زیبندگی ها و فریبندگی هاش صرفا میدان ساخته شدن و ره پیمودن به سوی آن معبود و معشوق جاودان است. "

نگاهی جدید به ترک گناه!!!

مشاهده می‌شود که انجام کار خوب و یا ترک کار بد، برای انسان‌ها دشوار است، با انجام مقدمات آن می‌توان به آسوگی آن کار خود را انجام و یا ترک کرد.


آیت‌الله مصباح یزدی، انجام مقدمات کارها را برای آسوده انجام دادن یا ترک کردن آن را روح تربیت دانست و اذعان داشت: اگر این مقدمات انجام شود، انسان بدون تحمل مشقتی کارهای خوب را انجام دهد و یا کارهای ناشایست را ترک کند و به پاداش اخروی آن دست یابد، ولی اگر این مقدمات انجام نشد، ترک گناه، برای او بسیار دشوار بوده و در این مرحله، هر کسی نمی‌تواند خود را از دام شیطان نجات دهد.

بهترین راه برای ترک گناه ، تقویت مهارت‌هاي خودكنترلي است یعنی خود ،مقدمات گناه را فراهم نکنیم ؛ زیرا بعضی از گناهان مانند گناهان شهوانی به گونه ای است که چون مقدمه و زمینه آن فراهم شود، نجات از آن بسیار سخت است

ترک گناه؟


مسئلة «ترك معصيت» را كمي تشريح كنيد؟
  تا (ترك گناه) انجام نشود، نه ذكر و نه فكر، به حال قلب انسان فايده‌اي نخواهد بخشيد؛! اينكه انسان، طالب محبت الهي باشد و در عين حال مرتكب معصيت شود، امري بيهوده و بي‌فايده است. بايد دانست كه معصيت، علّت و سبب نفرت است و نفرت، با محبت، جمع نمي‌شود. لذا روشن مي‌شود كه ترك معصيت، اول و آخر دين و ظاهر و باطن آن است

بدن شما به اندازه بهشت مي‏ارزد؛ آن را به غير بهشت نفروشيد. كه ضرر خواهيد كرد؟؟؟

درمحضر استاد روایتی لطیف از مرحوم کلینی درمورد ارزش انسان روايت لطيفي را مرحوم كليني از امام هفتم (سلام‏الله‌عليه) نقل فرموده، كه مرحوم محقق داماد، در شرح آن بيان شيريني دارد. حديث اين است كه حضرت فرمود: «إنّ أبدانكم ليس لها ثمن إلاّ الجنّة، فلا تبيعوها بغيرها»[1] بدن شما به اندازه بهشت مي‏ارزد؛ آن را به غير بهشت نفروشيد. كه ضرر خواهيد كرد. مرحوم محقق داماد مي‏فرمايد: اين روايت ناظر به آن است كه روحتان فوق بهشت است. روح را بايد به «جنّة اللّقاء» بدهيد. روحتان بايستي به ﴿عند مليكٍ مقتدر﴾ برسد و بهترين راه براي عنداللهي شدن روزه گرفتن است[2]. باطن روزه به صورت لقاي خدا ظهور مي‏كند و براي انسان، همتي بالاتر از لقاي حق فرض ندارد. چون انسان موجودي ابدي است كه هرگز از بين نمي‏رود، بلكه در نهايت از عالَمي به عالَم ديگر منتقل مي‏شود. اگر باطن روزه نصيب او شد، پيوسته در محضر حق است؛ بدون اينكه از حضور دايمي رنج ببرد. يكنواختي در بهشت رنج‏آور نيست، اصولا ً در آنجا رنجي وجود ندارد؛ خواه بهشت ظاهري كه ﴿جنّات تجري من تحتها الأنهار﴾ باشد يا بهشت معنوي. انسان بدون اينكه رنج و خستگي و تشنگي و گرسنگي را بچشد،لذت سيري را احساس مي‏كند؛ وضعيت بهشت مانند دنيا نيست.

وصیت برادر شهیدم درباره عشق حقیقی

چند جمله ای را به رسم وصیت می نگارم. سخنم را درباره ی عشق آغاز می کنم. ما را به جرم عشق مواخذه می کنند. گویا نمی دانند که عشق گناه ما نیست. اما کدام عشق؟ خداوندا! معبودا! عاشقا! مرا که آفریدی عشق پستان مادر را به من یاد دادی اما بزرگتر شدم و دیگر عشق اولیه مرا ارضا نمی کرد. پس عشق به پدر و مادر را به من ودیعت نهادی. مدتی گذشت دیگر عشق را آموخته بودم اما به چه چیز عشق ورزیدن را؟ نه! به دنیا عشق ورزیدم. به مال و منال دنیا عشق ورزیدم. به مدرسه عشق ورزیدم. به دانشگاه عشق ورزیدم. اما همه ی این ها بعد از مدتی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو. یعنی فهمیدم که «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنون» فهمیدم وقتی شرایط عوض شود «یَفِرُّ الْمَرءُ مِن اخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ» ... پس به عشق تو دل بستم. بعد از مدتی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آنم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آنی که معشوق من قرار بگیری. فهمیدم که در این مدت که فکر می کردم عاشق تو هستم اشتباه می کردم. این تو بودی که عاشق من بوده ای ومرا می کِشاندی. آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار می کردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوقت می نشستی. اما من بدبخت ناز می کردم و شب خلوت را از دست می دادم و می خوابیدم. اما تو دست برنداشتی و این قدر به این کار ادامه دادی تا بالاخره گریز پای مرا به چنگ آوردی و من فکر می کردم که با پای خود  آمده ام! وه چه خیال باطلی!!! 

(نگاهی به پدیده عشق های دروغین وعقده های روانی  به نام کمبود محبت

سرزمین دل یکدیگر را نارام نکنیم

در عصر حاضر  در روابط جنس های مخالف با پدیده ای روبه رو هستیم به نام عشق های دروغین  وعقده هایی به نام عقده کمبود محبت که در اثرطلاق یا عشق های ناکام در فضای خارجی محیط یا در فضای مجازی اینترنت در قالب سایت های دوست یابی یا سایت های همسر یابی اتفاق می افتد واین امر با تحریک از طریق کلام  یا از طریق ظاهر رخ نمایی می کند.افرادی مریض در عین حال سالم نما که با تحریک احساسات وعواطف انسانهایی دیگر درجهت کشاندن انها  به سوی مطامع حیوانی وزودگذر خود انها را به قربانگاه نابودی می کشانند. این عده از افرادابتدا اتش شهوت را در قالب محبت کاذب در خود بیدار می کنند واین اتش را به جان ودل مریض دیگری می اندازند به طریقی می توان گفت این عده از افراد با خود سوزی ابتدایی خود دیگر ان را نیز می سوزانند.پس خود را به خدا بسپاریم وسرزمین خود را ارام کنیم ونگذاریم سرزمین ارام دیگران از اتش احساسات ناپاک ما الوده شود.وبگذاریم کمبود محبت وعشق های پاک خود را در مسیرمحبت خدا عشق الهی محقق کنیم.(سر مقاله مدیریت وبلاگ )

نامه اول پروردگار به همه انسانها

سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد که من نه تو را رها  کرد ه‌ام و نه با  تو دشمنی کرده‌ام
( ضحی 1-2)
 افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی.
 (یس 30)
 و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.
(انعام 4)
و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام
و  مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم  شدی که گمان بردی  خودت بر همه چیز  قدرت داری.
 (یونس 24)
 
و این در حالی  بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی
و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری 
 (حج 73)

 
پس چون مشکلات از  بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی،
گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .
( احزاب 10)
 تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد  پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری،

پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن.

شور وشیدایی فرشته زمینی

آتشی نمى سوزاند ابراهیم را
و دریایى غرق نمی کند موسى را
کودکی، مادرش او را به دست موجهاى نیل می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این قِصَص قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست !
پس
به
«تدبیرش» اعتماد کن
به
«حکمتش» دل بسپار
به او
«توکل» کن
و به سمت او
«قدمی بردار»
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...

ایمان مذهبی در رمقابله با استرسها


نقش ایمان در کاهش استرسها:

راههای مقابله با استرس وایجاد اطمینان وآرامش درونی متعددند.دراینجا صرفا به نقش ایمان به عنوان مهمترین عامل درکاهش استرسها پرداخته می شود. دردرمان ناراحتیهای روانی و ایجاد اطمینان وآرامش درونی، نقش " ایمان"  فوق العاده شگرف وثمربخش است. درمواردی که دشواریهای  طاقت فرسا ، شخصیت انسان را درهم می کوبند واراده وامید را ازوی می گیرند، اتکا به خداوند درروح آدمی اثرعمیق وغیرقابل انکاری می بخشد.  ناکامیها ، گرفتاریها وشکستها هرگز نمی توانند درضمیر مردان وزنان الهی طوفان بر پا کنند وآنها را دچارزبونی ویاس وخودباختگی سازند.

قرآن مجید از نقش پیشگیری ایمان چنین یاد می کند:

 

ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین (سوره آل عمران آیه 133)

اگر ایمان داشته باشید نباید ترس واندوه به خود راه دهید، زیرا شما با همین سرمایه ایمان بر دیگران برتری دارید.

 

در این آیه خاطر نشان شده است که ایمان در برابرعوامل ناراحتی روانی ، زره محکمی برای روح می سازد ومصونیت خاصی درانسان به وجود می آورد . بااتکا به ایمان می توان خاطر را ازغم آزاد ساخت ونقش رنجها را از لوح دل زدود.

امام وقران در رمضان


امام خمينى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به ‏طورى كه روزى، هفت ‏بار قرآن مى‏خواندند!

امام در هر فرصتى كه به ‏دست مى‏آوردند، ولو اندك، قرآن مى‏خواندند. بارها ديده شد كه امام، حتى در دقايقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مى‏گذرد - قرآن تلاوت مى‏كنند ! (13)  امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مى‏خواندند . (14)

يكى اطرافيان امام مى‏گويد:

امام در نجف، چشم‏شان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاينه‏ چشم امام گفت: «شما بايد چند روزى قرآن نخوانيد و به چشم‏تان استراحت ‏بدهيد» . امام خنديدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مى‏خواهم! چه فايده‏اى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كارى كنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم.  » (15)

و در ماه رمضان يكى از همراهان امام در نجف، اظهار مى‏كرد كه امام خمينى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مى‏خواندند ، يعنى در هر سه روز، يك بار قرآن را ختم مى‏كردند . (16)

علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مى‏دادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت ‏شود . (17)

 


باد با چراغ خاموش کاری ندارد


اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .



زندگی در اخلاق


اشتباه در اخلاق


نماز رفیق طریق الی الله(الرفیق ثم الطریق)

گرچه اخذ رفيق قبل از طي طريق است (الرفيق، ثم الطريق) ليكن خود اخذ رفيق سفري است بي رفيق، چون مقدمه سفر راستين است نه سفر اصلي. و نماز ظاهري همان سير ابتدايي است براي اخذ رفيق تا سفرهاي بعدي در صحابت آن رفيق آغاز گردد؛ البته بعد از رسيدن به رفيق، معلوم مي شود كه حضرت دوست همراه با نمازگزار بود و او را همواره همراهي مي كند، ولي نمازگزار "نمي ديدش و از دور خدايا مي گرد.

حکم ازلی این بود؟!

جام می و خون دل هر يک به کسی دادند.......
در دايره قسمت اوضاع چنين باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی اين بود.............
کاين شاهد بازاری وان پرده نشين باشد

تا گٔل در پرده دیگ قرار نگیرد و حرارت نبیند، تبدیل به گلاب نمی‌شود.بنابر این ، هر چه زیبا باشی‌ و در دسترس فرقی‌ نمیکند ، در نهایت ، باید که در پرده آبدیده شوی تا گلابی ناب در دست طالبان گردی.و هنری که گٔل با عمر کوتاهش نمی‌تواند به کمال ارائه دهد ، ولی‌ با آبدیده شدن در صورت گلاب عرضه میگردد ، هنری که انسانها نیز باید پیدا کنند تا بتوانند در صورتِ الهی عرضه شوند...ما در بازار هم گٔل فروش داریم هم گلاب فروش. شاهد یعنی‌ آن که نظاره گر است بر دیگری، بنابر این شما فکر می‌‌کنید در بازار، گٔل به نظارهٔ گلاب می‌‌نشیند یا گلاب به نظارهٔ گٔل؟ گٔل را در هر دستی‌ می‌‌توانید ببینید ولی‌ گلاب تنها در دستان مخصوصی که آشنای آن هستند جای می‌‌گیرد، و کاربری مخصوصی هم دارد مثل گٔل در هر دستی‌ با هدف یا بی‌ هدف قرار نمیگیرد لذا گلاب شاهدی است که بر گٔل نظاره گر است. شاهد در معنای دیگرش به معنی‌ برگزیده شده‌ای برای ادای شهادت است، آیا گٔل می‌‌تواند وصف حال گلاب را بکند؟ ولی‌ گلاب به سادگی‌ از روز ازلی کهِ ِ گل بوده تا غنچه و گٔل شدنش و گلاب گشتنش و تا ابدش را می‌‌تواند شهادت دهد.....


یا حق

از کتاب "شاهد و مشهود" اثر مریم داوری فر........سّر الخفی

تفکر امام  ؟؟(استفاده از فرصت ها)

در قرآن فرمود: ﴿فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ﴾[31] و به ما گفتند عبرت بگيريد يعني تماشاچي نباشيد اگر صحنه آموزنده‌اي ديديم بايد از جهل به علم, از سفاهت به عقل, از نقص به كمال, از ناتمامي به تمامي عبور بكنيم تا بشود عبرت اگر كسي عبور نكرد تماشاچي بود اگر كسي از مرحله‌اي به مرحله‌اي بالاتر عبور نكرده عبرت نگرفته تما شاچی بوده در قرآن كريم به ما فرمود: ﴿فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ﴾.

پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟



پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟

گفتم به کجا ؟

گفت به خلوتگه دوست

گفتم مگر تو فاصله ای میبینی

بین آنکس که دل ما همه منزلگه اوست !

بنده من  با من صبحت کن

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.


بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.


خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.


بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است!

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله،

بنده: خدایا! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله،

بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم.

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم.

 

       

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده !

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ، اما باز خوابید.

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.

ملائکه: پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد شاید توبه کرد

زمزمه هایی در سکوت در یاد یوسف زهرا

با تو از شب های سرد بی کسی می گویم!!!

 

 


 

... و با تو از شب های سرد بی کسی می گویم

از التهاب اشک، از عبور سنگین لحظه ها و سکوت مرگ آور حسرت،

در این صحرای بی پایان، به روی ماسه های سرنوشت خویش می بارم

نه نای رفتن دارم، نه تاب ماندن

آرام و سنگین قدم بر می دارم، به کدامین سو، نمی دانم

سر به سوی آسمان می کنم،

معبودا! از این همه گذشتن خسته ام،

پناهم ده امشب، که از خویشتن گسسته ام،

به راه خود ادامه می دهم، چشمانم به دور دست ها خیره مانده،

گام هایم، آرام و آرام تر می شوند، دیگر سرما تمام وجودم را گرفته

نفس هایم به شماره افتاده و دیگر توان ایستادن ندارم،

هوای پریدن به سرم زده،

ندایی در من نجوا می کند،

باور کن فردا خواهد آمد.

حریم دوستی

در روايتی حضرت به انسان‌ها مي‌فهماند انسان! تو يك برادر داري و آن دين توست دور دينت را ديوار بكش كه هر كس طمع نكند طرزي زندگي كنيد كه دوستان شما به شما پيشنهاد گناه ندهند حريم بگيرند اينكه گفتند به شما احترام مي‌كنند يعني حريم مي‌گيرند, وقتي حريم مي‌گيرند كه شما دور دينتان را ديوار كشيده باشيد نتيجه اينكه انسان يك برادر دارد و آن دين است تنها برادر ما همان دين ماست «أخوك دينك»

نسیم رمضان وفرشته شدن انسانها در رمضان

حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به نزدیکی ماه مبارک رمضان، به بیان حدیثی نورانی از امام رضا علیه السلام پرداختند و فرمودند:
شما شنيده‌ايد كه گاهي نسيم مي‌وزد, شنيده‌ايد وقتي نسيم مي‌وزد انسان بايد در معرض نسيم قرار بگيرد و خود را نپوشاند، آن نسيم الهی که در ماه مبارك مي‌وزد, وجود مبارك حضرت آن هواي غيبي را پيش‌بيني كرده و لذا فرمود يك نسيم خنك و سعادت‌بخشي دارد مي‌وزد و آن ماه مبارك رمضان است، آماده باشيد كه ماه مبارك رمضان دارد مي‌آيد.

معظم له ادامه دادند:
وجود مبارك حضرت فرمود چند روز ديگر نسيمي مي‌وزد به نام ماه مبارك رمضان، آماده باشيد، او به شما رو كرده است، اين ماه براي شما اقبالي است، اين ماه, ماه خداست.

ایشان در خصوص آثار و برکات روزه، روزه را فرصت انسان برای فرشته شدن خواندند و فرمودند:
مرحوم آقا سيّد محمدكاظم در بحث روزه مستحبي دارد که در فضيلت روزه همين بس كه انسان شبيه فرشته مي‌شود، فرشته كارش خوردن و نوشيدن و غرايز و امثال اينها نيست، انسان در ماه مبارك رمضان دعوت شد كه فرشته بشود، فرشته شدن برای انسان ممكن است.

حضرت آیت الله جوادی آملی خطاب به جوانان و نوجوانان، آنان را به بهره گیری حداکثری از ماه مبارک رمضان در سایه استفاده از راهنماهای معنویی دعوت کردند و اذعان داشتند:
نوجوان‌هاي ما, جوان‌هاي ما حداكثر بهره را از این ماه مبارک ببرند. اين جوان‌ها به تعبير اديبان, تند و تيزند، اما از تيرِ تيز كاري ساخته نيست و هرگز به شكار نمي‌رسد و شكار نمي‌كند مگر از كنار يك كمان منحني بگذرد و آن تربيتِ پير سالخورده است، يك جوان تا يك استاد نبيند تا پيري او را هدايت نكند تا قد خميده‌اي او را رهبري نكند اين هرگز به مقصد نمي‌رسد، اين جوان يا اين نوجوان اگر اين معارف بلند پيران ديني ما را عنايت كنند اينها كاملاً به مقصد مي‌رسند و آنچه را كه بايد به آن دسترسي پيدا كنند دسترسي پيدا مي‌كنند وگرنه تيرِ تيز خشك را اگر شما رها كنيد اين چقدر مي‌تواند به مقصد برسد.

حرکت  به سوی خدا در سایه شکست دل


برای رسیدن ، کافی است انار دلت ترک بخورد ...

 

سایت گیله مرد

 



40اصل شادی بخش....

21-برجسم وروح خودمسلط باش .

 
22-برای اینکه شادباشی بایدشادی آفرین باشی .

 
23-درزندگی بجای شناوربودن شناگرباش.

 
24-اندوه روزنیامده را،برروزآمده ات نیفزا.

 
25-هرگزسعی نکن به دیگران بقبولانی که حرفت درست است.

 
26-قبل ازانجام کارییاگفتن چیزی به ضرورت آن بیاندیش .

 


27-بی احترامی دیگران رابابی اعتنایی جواب بده.


28-به جای بیزاری ازانسانهاازرفتاربدآنهامتنفرباش .


 
29-بگذاردیگران ازبه عنوان فردی آرام وخوشرویادکنند.

 
30-یگانه داروی آرامبخش روح یادخدااست.


 
31-خودراازاسارت زنجیرهای بدبینی ،منفی نگری وناامیدی آزادکن.


32-به خاطراشتباهات گذشته خودراسرزنش نکن .


 
33-به دیگران کمک کن آنچه راکه می خواهند بدست آورند.

 
34-درفرهنگ لغات خودشکست راتجربه معناکن .

 
35-باشرایط زندگی سازگارباش .

 
36-هنگام ازدست دادن ناراحت نشو،وقتی هم چیزی به دست آوردی خوشحال نباش.

 
37-درمقابل خواسته هاوگفتاردیگران انعطاف پذیرباش ونخواه که حرف ،حرف خودت باشد.


38-برای کشف حقایق ،زیادتفکرکن ،بخصوص جهان آفرینش .

 
39-به قدرتوان تلاش کن ونتیجه رابه خداواگذارکن .


40-هرگزخودت رابادیگران مقایسه نکن ،چراکه توچیزهایی داری که دیگران درحسرت آنهاهستند.

40اصل شادی بخش؟

-شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی.
2-انتظار نداشته باش همیشه آنچه در اطرافت اتفاق میافتد مطابق میل و خواسته ات باشد.
3-هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر. 4-از سختی ها و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده.
5-اجازه نده اتفاقات ناخوشایند روحیه ات را خراب کند.
6-با بحث های بی نتیجه انرژی خود را هدر نده.
7-انتظار نداشته باش با منفی نگری جسمی سالم داشته باشی.
8-از هیچ کس و هیچ چیز توقع نداشته باش.


9-تا با خود مهربان نباشی نمی توانی مهر بورزی.
10-قبل از مطمئن شدن در مورد هیچ چیز قضاوت نکن.

11-به تفسیر و تعبیر کارهای  دیگران نپرداز.
12-هر کاری را با تمرکز و علاقه انجام بده.
13-زندگی خود را هدفمند کن  و برای رسیدن به اهدافت تلاش کن.

14-چیزهایی که دوست داری، به دیگران ببخش.
15-قلبت را از نفرت خالی کن تا تا خوشبختی در آن لانه کند.

16-برای انجام کارهای مورد علاقه ات زیاد به نظرات دیگران اهمیت نده.
17-در تصمیم های خود زیاد تاخیر نینداز.
18-هنگام عصبانیت نفس عمیق بکش و تا ده بشمار.
19-با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود.
20-به هیچ کس امید نداشته باش به جز خدا.
. . . . . اگه دوست دارین 20 اصل بعدی رو بودنید  منتظر باشید.(با تشکر از خواهر اسمانیم)

دل تنگ ///


دلتنگیدعوت محبوب برای حضور در اعماق بیکران دل است.


دلهای بزرگ خــــــــــدا را میطلبند


و دلهای کوچک دیگران را...


حیثیت انسان



انسان همانند  گل   گلابی دارد وگلاب او حیثیت اوست حال اگر گلاب از گل گرفته شود تفاله ای بی ارزش از ان باقی می ماند که ان را به دور می ریزند

وقتی به اخر خط زندگی رسیدم ...؟!

گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام



همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن



چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ...


به  آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ...



 خدایا شکــــرت ...


نویسنده : ؟؟

منبع : وبلاگ هرچه دل