یا علی گفتیم عشق اغاز شد


یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

صالحه چرتاب محمدی

خدا

گفتم :خدایا از همه دلگــــیرم 

 

گفت:حتی من؟

 

گفتم :نگــــــران روزیم؟

 

گفت:آن با من.

 

گفتم :خیلی تنهــــایم؟

 

گفت:تنهــــاتر از من؟

 

گفتم :درون قلبـــــم خالیست!

 

گفت:پرش کن از عشــق من !

 

گفتم:دست نیــــاز دارم.

 

گفت:بگیـــــردست من!

 

گفتم:از تو خیــــلی دورم

 

گفت:من از تو نه

 

گفتم:آخر چگونه آرام گیـــرم

 

گفت:با یاد من

 

گفتم:با ای همه مشکل چه کنــــم؟

 

گفت:توکــــل به من

 

گفتم:هیچ کس کنـــارم نمـــانده

 

گفت:بجز من!

 

گفتم:خدایـــــا چرا اینقــدر می گویی من؟

 

                              گفت:چون من از تو هستـــــــم!وتواز من!!!

بندگی راز بالندگی




یک روزی که دلم بد جوری گرفته بود و داشتم حسابی با خدا درد دل می کردم ، بی هوا گفتم:


خدا جون بیا دنیا رو با هم قسمت کنیم، نمیشه که همه چیز مال تو باشه!

 

بعد گفتم: آسمون مال من، ابراش مال تو!

 

دریا مال من ، موجاش مال تو !

 

ماه مال من ، خورشید مال تو !

 

خدا لبخند زیبایی زد و گفت:

 

تو بندگی کن، همش مال تو،

 

دنیا مال تو  ، من هم مال تو

کلامی از قلب مهربان

گفتم: چقدر احساس تنهایی می*کنم

گفتی: فانی قریب

من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)
 
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می*شد بهت نزدیک شم


گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)
 
گفتم: این هم توفیق می*خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)

 گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)

 گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می*تونم بکنم؟


گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

مگه نمی*دونید خداست که توبه رو از بنده*هاش قبول می*کنه؟! (توبه/۱۰۴)

 گفتم: دیگه روی توبه ندارم


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

(ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده*ی گناه هست و پذیرنده*ی توبه (غافر/۲-۳)

 گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟


گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

خدا همه*ی گناه*ها رو می*بخشه (زمر/۵۳)

 گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می*بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده

خدا برای بنده*اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)
 
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می*تونم بکنم؟

گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته*هاش بر شما درود و رحمت می*فرستن تا شما رو از تاریکی*ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

الهي!

من نه انم كه زفيض نگهت چشم بپوشم نه تو اني كه گدا را ننوازي به نگاهي !
در اگر باز نگردد نروم باز به جايي پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي!

كس به غير تو نخواهم چه بخواهي چه نخواهي!!!!!

بی خیال افکار دنیا


می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است

 و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

 باید به خودت استراحت بدهی

 دراز بکشی

 دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی

 در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی:

                                          بگذار منتـظـر بمانند !!!

خدایا تا هستی نمی بازم


بنام مهربانیهایت


وقتی دست به دامانت می شوم،

نوایی آهسته در قلبم به صدا می آید

که نترس!!!!

از باختن تا ساختن دوباره، فاصله ای نیست،    

                                                     
"میدانم همراهی ات آرام، بيصدا و هميشگي ست"


" خدایا تا هستی ، نمی بازم .... "

دلنوشته فرشته زمینی


دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که دستت را رها ساخته و در دلــــتنگی هـــا گم شــــوم


آموخته ام که این فاصله ی کوتاه، بین لبخند و اشک ،  نامش  " زندگیست "


نگاهت با من است ....   "حال من خوب است "   ....  خوب خوب ....فقط خدا

نسخه ی طلایی برای تخریب بن بست های زندگی

خداوند می‌فرماید، یکی از علل قفل شدن کارها و پیدایش مشکلات در زندگی انسان موضوع خدا فراموشی و دوری از قرآن است و نتیجه کار تو آن است که به همان گونه که فراموش کردی یعنی همان طور که فرمان ما را متروک گذاشتی و به حلال و حرام قرآن و سنت اعتنا نکردی، امروز هم خودت به کنار نهاده می‌شوی و در عذاب بلاتکلیفی و پاسخ نیافتن به خواست‌ها و مشکلاتت بی یاور می‌مانی(

(وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً:و هر کس از خدا پروا کند، [خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار می‌دهد.)( الطلاق :  2)

3)(وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً :هر کس از خدا پروا دارد [خدا] برای او در کارش تسهیلی فراهم سازد.) ( الطلاق :  4)

راه مبارزه با وسوسه شیطان از منظر ایه الله خوشوقت


وسوسه های شیطان تناوبی است. در وسوسه اول اگر مغلوب شدی در وسوسه بعدی حتماً شکست می خوری و اگر زمین نخوردی به راحتی وسوسه بعدی دفع می شود.

اگر شیطان وسوسه کرد نباید دور وسوسه گشت، باید سریعاً درباره آن فکر نکرد که هر چه فکر کنی و بمانی بدتر می شود.

هشدار خدا به انسان


پيام هشدار دهنده خدا در قران این است  كه وقتى شيطان توانست افراد مستقر در بهشت را بلغزاند، پس افراد غير مستقر را آسانتر مى تواند منحرف كند؛

اسلحه شیطان  از منظر علامه جوادی املی

از ابزارهای عملی شیطان بستن  پای انسان برای فرار  از دست اوست پای انسان عقل اوست شيطانِ در درون ما كه جنگ متوسط است تمام كوشش او اين است كه عقل عملي را فلج كند و دست و پاي آن را ببندد و اسير بگيرد

همان‌طوري ما كه چشم و گوش داريم و با چشم و گوش خطر را مي‌بينيم يا مي‌شنويم ولی با شنيدنِ خطر يا ديدن خطر نجات پيدا نمي‌كنيم بلكه با دست و پا بايد خود را از خطر برهانيم لذا اگر كسي عقرب و مار را ديد ولي دست و پاي او فلج يا بسته بود اين حتماً مسموم مي‌شود و نبايد به او اعتراض كرد که مگر نديدي؟ چون چشم که فرار نمي‌كند بلکه پا فرار مي‌كند كه آنهم بسته است.

مقدار ی تامل در وجود هستی بخش

شبی عارفی با خداوند مناجات می کرد و مشغول نماز و عبادت بود.
هاتفی خبر دادش که آهای شیخ خواهی آنچه از تو میدانیم به خلائق گوییم تا سنگسارت کنند؟



شیخ بگفت :
خدایا خواهی آنچه از کرم تو می بینم و از مهربانیت میدانم با خلق گویم تا دگر کسی تو را

سجود نکند؟”



ندا آمد که : ” نه از ما ؛ نه از تو!”



زاهـد به کـرم، تو را چو ما نـشـناسـد ........ بیـگـانه تـــو راچـو آشــنا نـشـناســد
گـفتی کـه گـنه کـنی به دوزخ برمـت ......... این را به کسی گو که تو را نشناسد




(دیوان ابوسعید)

خدا در خانه دل

  وقتی خدا كعبه را ساخت درون آن نرفت ولى وقتى انسان را آفريد درون انسان جاى گرفت و از همين رو خدمت به انسان ستايش خداست و انسان از خدا جدا نيست با چشم بصيرت در بشر نگاه كن تا نور حق را در بشر ببينى.

شرم از نفس اماره

شرم

عالم محضر خداست و در حضورش، معصیت نارواست.


با نفس همیشه در نبردم چه کنم ؟
                                               وز کرده‌ی خــویشتن به دردم چه کنـــم ؟

گیــرم که ز مـــن درگذرانی به کـــرم 
                                               زین شرم که دیده ای چه کردم جه کنم ؟


عشق وعقل از منظر عارف


حسن زاده آملی


الهی آن خواهم که هیچ نخواهم

الهی دندان دادی نان دادی،جان دادی جانان بده

الهی عقل و عشق سنگ و شیشه اند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان

الهی اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم

الهی عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم

حجاب


شهید دکتر بهشتی: زن در اسلام زنده، سازنده و رزمنده است به شرط آنکه لباس
، لباس عفتش باشد.

ندای عشق حقیقی


انسان حقیقی

می‌کوشد «خدا» را به جای «خود» فاعل بنشاند. نشستن خدا به جای خود بدین معناست که از آن پس رابطه فرد با دیگران بر اساس عشق «گیرنده» تنظیم نمی‌شود، بلکه بر اساس «عشق دهنده» تنظیم می‌شود، چون عشق و محبت خداوند به بندگان خود صد در صد یک عشق دهنده است. خدا آدمیان را برای خودشان می‌خواهد و آنان را دوست دارد، اما نه برای خودش. کسی هم که در سیر و سلوک الی الله در خدا فانی می‌شود و او را به جای خود می‌نشاند دیگران را برای خود نخواهد خواست و عشق او به دیگران عشق دهنده خواهد بود، نه عشق گیرنده. چنین شخصی خود را برای دیگران می‌خواهد، نه بر عکس، و لذا در تعامل با دیگری نیز محرک و انگیزه او تحصیل سود و منفعت شخصی خود نیست، بلکه محض خیر و مصلحت و خوشبختی و سعادت دیگری است که او را به انجام کاری یا خودداری از انجام کاری وامی‌دارد.


شاه کلید زندگی از دیدگاه شیخ حسنعلی نخودکی
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.
-قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
-قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
-قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!
شیخ نخودکی فرمود : نماز اول وقت شاه کلید است!
کلمات کلیدی:ازدواج+ برکت کار + ازدواج سالم + عاقبت بخیری+ شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

شعری از فرشته زمینی


بودنيا فانيدير فاني =اين دنيا فاني فاني است

: بودنياداقالان هاني =چه كسي در اين دنياماندگار شده

: داوود اوغلي سليماني =پسر حضرت داوود سليمان را

: تخت اوستوندن سالان دنيا=از تخت  با عظمتش پايين كشيد

 

اخلاق و حساب


روزي از دانشمندي ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند...جواب داد

اگر زن یا مرد داراي ( اخلاق) باشند پس مساوي هستند با عدد یک = 1

اگر داراي (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوي عدد یک میگذاریم = 10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوي عدد یک میگذاریم = 100

اگر داراي (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوي عدد یک میگذاریم= 1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزي به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست

پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت

=

=

=

=

=

=

نتیجه : اگر اخلاق نباشد انسان خداي ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ نیست

برگرفته ارکتاب حسین صدیقی جافجیری

اخلاق و خانه های بهشتی


يامبر صلى الله عليه و آله:

اَنا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فى وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فَى اَعلَى الجَنَّةِ، لِمَن تَرَكَ المِراءَ وَ اِن كانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَكَ الكِذبَ وَ اِن كانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛

من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم

اجتماع به مثال بدن

پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در حديث معروف و مشهور فرمود:

مثل المؤمنين فى تواددهم و تراحمهم كمثل الجسد اذا اشتكى بعض تداعى له سائر اعضاء جسده بالحمّى و السّهر «2».

داستان اهل ايمان در پيوند مهربانى و در عواطف متبادل ميان خودشان، داستان پيكر زنده است كه چو عضوى به درد آيد، ساير اعضاء با تب و بى‏خوابى با او همراهى مى‏كنند

اخلاق اسلامی :ترس یا نترسیدن؟

استاد اخلاق :مشکل مردم ما ترس نیست بلکه نترسیدن از خداست


فقط خدا

نماز ناظم روح


یامبر اکرم (ص ) :

و من حافظ علی الجماعة حیثما کان مر علی الصراطکالبرق الخاطف اللامع فی اول

زمرة مع السابقین

کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه

بهشتیان از روی صراط می گذرد.( ثواب الاعمال ، ص ۳۴۳ )

بهشتی و را ه بهشتی

قول شهید بهشتی اگه انسان خواب باشد با اندک تلنگری از خواب بیدار میشود ولی اگر خودش را به خواب زده باشد نمیتوان او را بیدار کرد و بر همین اساس است که خداوند در رابطه با ابوجهل به پیامبر رحمتش میفرماید اگر هفتاد بار برایش استغفار کنی فایده ندارد و تو به مرده نمیتوانی مطلبی بفهمانی

نیش شیطان


شيطان، محور اصلى دشمنى  

مقصود از عداوت بعض نسبت به بعض ديگر در جمله بعضكم لبعض ‍ عدوهم ممكن است عداوت انسان ها نسبت به يكديگر به واسطه وسوسه و القائات شيطان باشد و هم عداوت اصلى شيطان نسبت به انسان ها. نيز، ممكن است هر دو نوع مقصود باشد؛ يعنى هم عداوت اصلى شيطان نسبت به فرزندان آدم و هم عداوت تبعى انسان ها نسبت به يكديگر، بر اثر القائات شيطان ؛ به دليل آيه انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء فى الخمر و المسير(834)؛

يعنى شيطان مى خواهد از طريق شراب خوارى و قمار بازى، بين انسان ها عداوت و كينه به وجود آورد؛ چون شكى نيست كه شراب و قمار به عنوان مثال ذكر شده است ؛ زيرا راه ايجاد دشمنى بين انسان ها تنها اين دو نيست، بلكه بسيارى از گناهان ديگر نيز زمينه ايجاد دشمنى بين انسان ها را فراهم مى كند.

در سوره كهف نيز مى فرمايد: چگونه شيطان و ذريه او را اولى خود بر مى گزينيد و تحت ولايت آنها قرار مى گيريد، در حالى كه آنها دشمن شمايند:افتتخذونه و ذريته اولياء من دونه و هم لكم عدو(835). پس ‍ خطاب نه مخصوص آدم و نسل اوست كه زمخشرى بر آن است و نه مختص ابليس و انسان است كه صاحب المنار (836) بر آن است.

اين ميمون عده اى را كه در معارف دينى خوضى نكرده اند خارج از خانه معرفت الهى مى داند و گروهى را كه در آن خوض كرده اند ولى در همه مبادى تصديقى به برهان ناب بار نيافتند وارد در دهليز خانه معرفت دينى مى داند، نه آشناى كامل با صاحب خانه، وعده اى كه در اين معرفت، سر آمد شده اند و همه مطالب لازم برهاين را فراهم كرده اند آشناى كامل با سلطان خانه دانسته و قله چنين معرفت و صحابت و آشنايى را نصيب پيامبران، و درجات پايين آن را بهره پيروان راستين آنها و حكما مى داند؛ چنان كه پيامبران و درجات پايين آن را بهره پيروان راستين آنها و حكما مى داند؛ چنان كه پيامبران نيز داراى مراتب متفاوتند؛ برخى از آنان پروردگار خود را از دور مشاهده كرده اند، كما قال من بعيد ترائى لى الرب و بعضى از آنها پروردگار خويش را از نزديك شهود كرده اند. وى مى گويد: كسى كه تحقيقى در معرفت خدا ندارد، بلكه بر اساس تقليد يا ادراك خيالى نام خدا را بر لب جارى مى كند او نزد من بيرون از خانه معرفت و از آن دور است.

در صورتى كه مخاطب در اهبطوا آدم و حوا و فرزندان آنها بوده باشند، چنان كه از امين الاسلام گذشت، مقتضاى وحدت سياق اين است كه مقصود از ضمير كم در بعضكم نيز آنان باشند. در نتيجه مقصود از عداوت بعض نسبت به بعض نيز، عداوت انسان ها نسبت به يكديگر است و آيه نظرى به عداوت شيطان نسبت به انسان ها ندارد. بر همين اساس، كسانى چون مروح امين الاسلام (837) جمله بعضكم لبعض عدورا تنها به عداوت انسان ها با يكديگر معنا كرده اند.

ليكن همان طور كه از هماهنگى صدر سابق آيه استنباط شد هم خطاب اهبطوا شامل مثلث آدم و حوا و ابليس مى شود و هم ضمير جمع در بعضكم همه اضلاع آن مثلث را در بر مى گيرد؛ زيرا اساس عداوت و محور اصلى آن شيطان است و هر گونه دشمنى در نژاد بشر پديد آيد ابتداى آن بر اثر وسوسه ابليس است. حتى عداوتى كه بين پدر و فرزند پديد مى آيد و آيه كريمه ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم به آن اشاره دارد، محصول دسيسه ويرانگر شيطان است ؛ زيرا وى بر اثر ايجاد محبت كاذب، پدر را وادار به كسب حرام و جمع ناروا مى كند، تا فرزندى وى آن را در راه نامشروع صرف كند.

دنیا انبار


معنای تشبیه دنیا به مزرعه آخرت

اینكه گفتند : دنیا مزرعه آخرت است ، (مزرعه) یعنی چه ؟! یك كشاورز با مزرعه اش چه كار می كند ؟ بعد از اینكه آبیاری كرد ، اینها سبز شد، ساقه در آورد و آن گندم هایش یا برنج هایش بسته شد ؛ بعد از یك مدّتی وقتی كه رسید،درو می كند ، اینها را می برد انبار ؛ بعد می آورد ، خرمن كوبی می كند ؛ برای آنكه آن مغز را از آن كاه جدا كند . آن مغزها را می برد ، عرضه می كند ، مواد غذائی قرار می دهد؛ آن كاه ها را هم می سوزاند . یك چنین كاری هم مشابهش در قیامت است .

الآن اینكه می بینید انسانها زندگی می كنند ، اینها ساقه های سبزند . كلّ نفس ذائ قه الموت(5) كه فرا رسید ، اینها را درو می كنند. بعد می برند در قبرستانها ، انبار می كنند . بعد یوم القیامه كه رسید ، اینها را از انبار در می آورند تا در خرمن كوبی بكوبند ؛ و امتازوا الیوم أیّها المجر مون (6). بعد آن مغزها را می برند بهشت ، آن كاه ها را می برند جهنّم . این می شود « الدّنیا مزرعه الآخ ره »(7).

اینطور نیست كه این قبرستان جای بدی باشد ؛ اینجا الآن انبار است . مگردر قبرستان ، بد و خوب از هم جدایند ؟! در انبار كه مغز و كاه از هم جدا نیستند ! آن در خرمن كوبی معلوم می شود . آنجا كه و امتازوا الیوم أیّها المجر مون شد ، آنجا مشخص می شود كه صف مجرمان از صف متّقیان جدا می شود . یك عدّه را فریأ فی الجنّه ، نعمت می دهند ؛ یك عدّه فریق فی السعیر(8) می سوزانند .

مشق چشم


حضرت آیت‎‎الله جوادی آملی گفت: یک روز در ایام عمره بود بعد از نماز صبح رو به‌ روی ضریح مطهّر نشسته بودم دیدم فرد میانسالی نزدیک 40 سال آمد و گفت حاج آقا آیه: «کلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ٭ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» یعنی چه؟ من هم مختصری برایش توضیح دادم، گفت برای من اتفاق افتاده است، گفت من در ایران کارم آبمیوه‌ فروشی است، مردم می‌آیند آبمیوه می‌گیرند، آن وقت هم رسم بود که این قالب‌های یخ را جلوی این مغازه آبمیوه‌ فروشی می‌گذاشتند، من یک روز صبح نماز خواندم و آمدم جلوی مغازه دیدم این قالب‌های یخ را گذاشتند ولی از آنها شعله می‌جوشد و کاملاً گُر گرفته است، من فهمیدم که کسب من آلوده است. به یکی از علما در شهرمان بود مراجعه کردم گفتم این چیست؟ گفت شما چطور آبمیوه می‌فروشی؟ ما گفتیم که یک لیوان آبمیوه به این‌ها می‌فروشیم مثلاً 100 تومان یا کمتر یا بیشتر، یک لیوان آب‌ سیب می‌فروشیم ولی یک مقدار یخ داخل این است برای این که خنک بشود، گفتند این یخ همان مال حرام است، شما آبمیوه می‌فروشی یک بخش وسیعی از لیوان را یک تکّه یخ گرفته؛ گفت ما از آن به بعد توبه کردیم راه برایمان روشن شد، دو لیوان تهیه کردیم، در مغازه یک لیوان بزرگ یک لیوان متوسط، این لیوان متوسط را به مشتری نشان می‌دهیم که برابر این لیوان به شما آب‌میوه می‌فروشیم آن یک تکّه یخ را می‌گذاریم در آن لیوان بزرگ، این لیوان پر آب‌میوه را می‌ریزیم روی آن به مشتری تحویل می‌دهیم.


وی با قرائت آیه «إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکَافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِیرًا» بیان کرد: در قیامت یا فردی تمام کارها را بر عهده بگیرد مانند کودک که تمام کارها را پدر و مادر او بر عهده می‎‎‎گیرد که ولی می‎‎‎شود یا این‎‎‎که این‌که بخشی از کارها را خودش انجام دهد و بخشی دیگر را کسی به او کمک می‎‎‎کند که می‎‎‎شود ناصر، قسم سوم این است که نه ولی و نه ناصر دارد اما دستش را می‌آورد جلو و جلوی عذاب را می‌گیرد اما برای اهل‎‎‎جهنم این فرصت  فراهم نیست «یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا» اما هیچ راهی برای آنان نیست، «وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا» و مى‏گویند پروردگارا ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند، پروردگارا آنان را دو چندان عذاب ده و لعنتشان کن لعنتى بزرگ، اما خدا در سوره اعراف جواب آنان را داد، گفت برای شما هم دو عذاب است شما اگر جلوی سقیفه را بازنگذاشته بودید رهبران الهی و اهل‌بیت(ع) خانه نشین نمی‌شدند.

یک صبح جمعه‌ای جناب آیت‌الله لنگرودی که در مسجد سلماسی نماز می‌خواندند خدمت آیت الله بهجت عرض کردند که آقا تسخیر جن چه حکمی دارد؟ ایشان مقداری سکوت کردند و بعد فرمودند: تسخیر نفس لازم است. خیلی زیبا و کامل، هم وارد آن قضیه نشدند که اصلا دابشان نیست و هم این سید بزرگوار را از جواب محروم نکردند.

چگونه انسان ولی االله می شود


اگر نماز بی وضو صحیح بود، رعایت نکردن حق مردم هم در اسلام صحیح است

 آیت الله جوادی آملی * - ستون اصلی سیاست اسلامی مردم هستند، اگر بخواهید نظام اسلامی باشد و سیاست اسلامی باشد باید کار مردم، عدل مردم، فرهنگ مردم و مانند آن را حل کنید، باید در عمل نشان دهید نه اینکه حرف بزنیم که مشکلات مردم را حل می کنیم وقتی به کاری رسیدیم توجهی نداشته باشیم، مردم را نمی شود سرگرم کرد و با فقر اداره کرد، اگر نماز بی وضو صحیح بود، رعایت نکردن مردم هم در اسلام صحیح است.

اگر کسی بخواهد امانت را صحیح و سالم به سرانجام برساند و بخواهد ولی الله شود، این مصداق ولی الله است، ولی الله شدن فروع و اصول دین را در بر می گیرد، هر کاری که انسان را به خدا نزدیک می کند مایه تقرب انسان است، الان کسی نیست که راه حضرت امیر(ع) را طی کند، این وجوهاتی که به ما می دهند ما مانند طلبه ها زندگی نمی کنیم، حالا همه اش نمی توان این امانت را به ولایت کلیه اهل بیت(ع) بزنیم، بله؛ احکام هم زیر مجموعه ولایت قرار می گیرد.

مسئولان باید به وعده های خود درباره رفع مشکلات عمل کنند.حدیث «دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز» به معنای این است که حضرت امیر(ع) به مردم می گویند دنیای شما نزد من از عطسه (آب بینی) بز ماده خوارتر است،وقتی ایشان  به کل صحنه مقام و حکومت می گوید عفطه عنز(آب بینی) به همین چیز که حالا ما می گوییم من باید باشم تو نباید باشی، امام علی(ع) به این می گوید عفطه عنز، این بالاخره یک روز بوش درمی آید، ما غیر از حضرت امیر(ع) کسی را نداریم که این راه را باز کرده باشد، خودشان و اهل بیت(ع) و شاگردان خصوصی او رفته اند و این راه تا روز قیامت ممکن است، ادامه داشته باشد و غیر از حضرت امیر(ع) و اهل بیت(ع) کسی این راه را نرفته است. 

در خطبه 199 امانت مالی جزو همین مصداق امانت است آن هم زیر مجموعه ولایت است، کسی که بخواهد ولی الله شود با انجام واجبات و ترک محرمات امکان دارد، اما انجام واجبات و ترک محرمات اگر خوفا من النار و شوقا من الجنه باشد، می شود ولی الله.