شيطان، محور اصلى دشمنى
مقصود از عداوت بعض نسبت به بعض ديگر در جمله
بعضكم لبعض عدوهم ممكن است عداوت انسان ها نسبت به يكديگر به واسطه
وسوسه و القائات شيطان باشد و هم عداوت اصلى شيطان نسبت به انسان ها. نيز، ممكن
است هر دو نوع مقصود باشد؛ يعنى هم عداوت اصلى شيطان نسبت به فرزندان آدم و هم
عداوت تبعى انسان ها نسبت به يكديگر، بر اثر القائات شيطان ؛ به دليل آيه
انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء فى الخمر و المسير(834)؛
يعنى شيطان مى خواهد از طريق شراب خوارى و قمار بازى، بين انسان ها عداوت و
كينه به وجود آورد؛ چون شكى نيست كه شراب و قمار به عنوان مثال ذكر شده است ؛
زيرا راه ايجاد دشمنى بين انسان ها تنها اين دو نيست، بلكه بسيارى از گناهان
ديگر نيز زمينه ايجاد دشمنى بين انسان ها را فراهم مى كند.
در سوره كهف نيز مى فرمايد: چگونه شيطان و ذريه
او را اولى خود بر مى گزينيد و تحت ولايت آنها قرار مى گيريد، در حالى كه آنها
دشمن شمايند:افتتخذونه و ذريته اولياء من دونه و هم لكم
عدو(835).
پس خطاب نه مخصوص آدم و نسل اوست كه زمخشرى بر آن است و نه مختص ابليس و
انسان است كه صاحب المنار
(836) بر آن است.
اين ميمون عده اى را كه در معارف دينى خوضى نكرده اند خارج از خانه معرفت الهى
مى داند و گروهى را كه در آن خوض كرده اند ولى در همه مبادى تصديقى به برهان
ناب بار نيافتند وارد در دهليز خانه معرفت دينى مى داند، نه آشناى كامل با صاحب
خانه، وعده اى كه در اين معرفت، سر آمد شده اند و همه مطالب لازم برهاين را
فراهم كرده اند آشناى كامل با سلطان خانه دانسته و قله چنين معرفت و صحابت و
آشنايى را نصيب پيامبران، و درجات پايين آن را بهره پيروان راستين آنها و حكما
مى داند؛ چنان كه پيامبران و درجات پايين آن را بهره پيروان راستين آنها و حكما
مى داند؛ چنان كه پيامبران نيز داراى مراتب متفاوتند؛ برخى از آنان پروردگار
خود را از دور مشاهده كرده اند، كما قال من بعيد ترائى
لى الرب و بعضى از آنها پروردگار خويش را از نزديك شهود كرده اند. وى مى
گويد: كسى كه تحقيقى در معرفت خدا ندارد، بلكه بر اساس تقليد يا ادراك خيالى
نام خدا را بر لب جارى مى كند او نزد من بيرون از خانه معرفت و از آن دور است.
در صورتى كه مخاطب در اهبطوا آدم و حوا و فرزندان
آنها بوده باشند، چنان كه از امين الاسلام گذشت، مقتضاى وحدت سياق اين است كه
مقصود از ضمير كم در بعضكم
نيز آنان باشند. در نتيجه مقصود از عداوت بعض نسبت به بعض نيز، عداوت
انسان ها نسبت به يكديگر است و آيه نظرى به عداوت شيطان نسبت به انسان ها
ندارد. بر همين اساس، كسانى چون مروح امين الاسلام
(837) جمله بعضكم لبعض عدورا تنها
به عداوت انسان ها با يكديگر معنا كرده اند.
ليكن همان طور كه از هماهنگى صدر سابق آيه استنباط شد هم خطاب
اهبطوا شامل مثلث آدم و حوا و ابليس مى شود و هم
ضمير جمع در بعضكم همه اضلاع آن مثلث را در بر مى
گيرد؛ زيرا اساس عداوت و محور اصلى آن شيطان است و هر گونه دشمنى در نژاد بشر
پديد آيد ابتداى آن بر اثر وسوسه ابليس است. حتى عداوتى كه بين پدر و فرزند
پديد مى آيد و آيه كريمه ان من ازواجكم و اولادكم عدوا
لكم به آن اشاره دارد، محصول دسيسه ويرانگر شيطان است ؛ زيرا وى بر اثر
ايجاد محبت كاذب، پدر را وادار به كسب حرام و جمع ناروا مى كند، تا فرزندى وى
آن را در راه نامشروع صرف كند.