در مورد اين كه مي گوييد فكر و تصور اين را دارم كه ديگران به من نگاه مي كنند و از اين مساله ناراحت مي شوم بايد بگويم كه اين به دليل اعتماد به نفس پايين شما و ترس از ديده شدن مي باشد؛ عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد، خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد به نفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي مي باشد. بايد توجه داشته باشيد كه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشترين بودن، مشهوربودن، محبوب ترين بودن، سريع ترين بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترين بودن، خوش لباس ترين بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد. اعتماد به نفس واقعي از شناخت عميق و همه جانبه ما نسبت به خود ، محيط و ديگران ريشه مي گيرد و هر چه اين شناخت بيشتر باشد بر روي اعتماد به نفس واقعي ما اثرات مثبت بيشتري مي گذارد
اعتماد به نفس حسي ذاتي نيست بلكه اكتسابي مي باشد؛ بعضي از افراد داراي اعتماد به نفس بالايي هستند كه حتي در در سخت ترين شرايط نيز اعتماد به نفس دارند اما بر عكس افراد ديگري هستند كه به شدت دچار كمبود اعتماد به نفس هستند و با كوچكترين حرفي دچار احساس پوچي مي شوند. اما چرا اين احساس مهم است و بر آن تاكيد مي شود ؟ چطور كمبود اين حس را مي توان جبران كرد؟
خودتان را درست كنيد. با ديگران (لااقل فعلا) كاري نداشته باشيد. نمي توانيد همه را مجبور كنيد همان طوري كه شما دل تان مي خواهد رفتار كنند. نمي توانيد همه را وادار كنيد نسبت به حرف ها و رفتارهاي شما همان طوري واكنش بدهند كه شما دوست داريد. چرا كه اولا همه آدم ها مثل هم نيستند و مثل هم فكر نمي كنند و ثانيا آن چه مهم است، تلاش و تمرين شماست و توجه به اين نكته كه آيا شما داريد كارتان را درست انجام مي دهيد يا نه. انتظار نداشته باشيد وقتي كه در يك مهماني، كنجي نشسته ايد و با هيچ كس حرف نمي زنيد، ديگران بيايند و شما را از پوسته تنهايي بياورند بيرون. خودتان هم بايد كمك كنيد. انجام دادن تمرين هايي كه از آن ها حرف مي زنيم، به عهده خودتان است، نه ديگران. ضمنا حواس تان به اين نكته هم باشد كه سطح توقع تان را از ديگران تصحيح كنيد. در هر مهماني، ممكن است كه بغل دستي شما هم خودش خجالتي باشد؛ نزديك به ۵۰ درصد آدم ها، كم و بيش، با درجات مختلف، خجالتي اند. پنجاه درصد يعني نصف آدم هاي هر جمع. كم نيست! شما هيچ وقت در اقليت نيستيد. قرار نيست كه يك شبه متحول شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله گو و پر حرفي كه مجلس آرايي مي كند و… اين حتي با تلاش شما هم به سرعت به دست نمي آيد. آدم ها ذات شان با همديگر فرق دارد. اما معاشرتي شدن، يك مهارت است كه با تمرين به دست مي آيد. به مهارت هاي ضد خجالت هم بايد يكي يكي تسلط پيدا كنيد. وقتي انرژي تان را در هر مقطع زماني روي يك يا دو مهارت بخصوص مي گذاريد خيلي زودتر به نتيجه مي رسيد. مثلا پيش دستي در سلام گفتن را بايد تمرين كرد. وقتي به آن تسلط پيدا كرديد، شروع به صحبت با لبخند ر ا تمرين كنيد. ارتباط چشمي، دويدن به دنبال كمك به ديگران، كمك به ساير خجالتي هاي جمع، تعريف هاي به جا و … هم همين طور. به دست آوردن يك مهارت ممكن است يك سال طول بكشد، در حالي كه به دست آوردن يك مهارت ديگر، ممكن است فقط دو روز وقت تان را بگيرد. هر چه سخت تر به دست بياوريد، سخت تر از دست مي دهيد. اين يادتان باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت توسط ارانی
|