• عالم بی‌عمل گرسنه‌ایی است که روی گنج خوابیده است.
  • تشنه‌ایی است بر کنار آب دریا.
  • در داروخانه است ولی از درد می‌نالد.
  • بیماری است که دایما نسخه را می‌خواند بی آنکه خود به آن عمل کند.
  • زمینی است که قابل سکونت و کشت نیست.
  • پیکر بی‌روح است.
  • نوعی منافق است.
  • کارت ورود دارد ولی پای ورود ندارد.
  • اسلحه دارد ولی از خود دفاع نمی کند.
  • چمدان دارد ولی کلیدش را گم کرده است.