RSS
منوي اصلي
صفحه اصلي
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب
پخش زنده حرم ها
لينک دوستان
فلسفه ي نو(سايت تخصصي فلسفه)
تـــرانه آنلايــن
قول ثقیل(روشنفکر)
تنهاترين فيلسوف خاموش
وب سایت هواداران حکیم دینانی
وبلاگ اصلي من ((تا به حال اينگونه در مورد خدا نخوانده ايد))
پايگاه جامع عاشورا
ابزار و قالب وبلاگ
پيوندهاي روزانه
پر پشت کننده ی مو
آرشيو پيوندهاي روزانه
جستجو
مطالب پيشين
درباره ي تاثير نظريه ي حرکت جوهري
غضب، نیروی کنترل نشده
اخلاص
جملاتی فابل تامل
جهاد اکبر(کنترل شهوت)
سوالات متداول در مورد علیت و جوابش
دو راه پیش رو
فرضيه
فرضيه
تثبيت قلبي پس از پذيرش عقلي
آرشيو مطالب
هفته اوّل آذر 1391
هفته اوّل آبان 1391
هفته دوم شهریور 1391
هفته چهارم مرداد 1391
هفته سوم مرداد 1391
هفته چهارم تیر 1391
هفته دوم خرداد 1391
هفته دوم فروردین 1391
هفته چهارم بهمن 1390
هفته دوم بهمن 1390
دیگر صفحات
لوگوی دوستان
کاربردی
جهاد اکبر(کنترل شهوت)
اگر خداوند از من راضی باشد‚ جهانی بزرگ تر از این جهان را برای من می آفریند. چرا این قدر سطح پایین فکر کنم؟ آنکه به همین حد کم خود را باخت: ((نُمَتِّعُهُم قَليلاً ثُمَّ نَضطًرُّهُم اِلی عَذابٍ غَلیظ: اندکی برخوردارشان می گردانیم‚ سپس ایشان را در عذابی پرفشار, درمانده می کنیم.)) سوره ی لقمان‚ آیه ی24. ((اگر لذتِ ترکِ لذت بدانی‚ دگر لذتِ نفس را لذت نخوانی/ سفرهای عِلوی کند مرغِ جانت‚ گر از چنبرِ آز, بازَش پرانی))سعدی. آری‚ این لذتِ آزادی و رهایی است. این لذتِ اراده است. لذتِ قاطعیت و تکریم خداوندی است. یا آن زاهد که در جواب هارون که از او پرسید چرا دنیا را رها کرده ائی‚ پرسید: (( آیا تو از من زاهدتر نیستی؟)) هارون گفت: ((چرا؟)) زاهد پاسخ داد: ((زیرا من از دنیا کنار کشیده ام و آن فانیست و تو از آخرت کنار کشیده ائی و آن باقیست.)) در فرهنگ کتاب خدا‚ زندگی یعنی آخرت. وقتی مجرم می گوید: ((یا لَیتَنی قَدَّمتُ لِحَیاتی: ای کاش برای زندگی ام چیزی پیش فرستاده بودم)) فجر‚ 24. اصلاً این دنیا را زندگی حساب نمی کند. امام علی (ع) می فرمایند: ((چقدر فرق است میان این دو عمل: عملی که لذتش تمام می شود و تبعاتش باقی می ماند و عملی که سختی اش تمام می شود و اجرش باقی می ماند.)) این اجر و آثار مثبتت را قرآن برمی شمارد: ((وَ مَن يَتَّقِ الله يَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ يَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِب: هر کس تقوای الهی پیشه کند, (خدا) برایش راه خروجی قرار می دهد. و از جایی که فکرش را نمی کند به او روزی می رساند.)) طلاق‚ 2و3.
وقتی از امام صادق(ع) پرسیدند که چرا گناه نمی کنید‚ در پاسخ‚ به نکته ی مهمی اشاره کردند: ((چون به بد بودنش یقین دارم.)) بعضی ها هربار که قرآن یا حدیثی آن ها را نهی می کند‚ باید دوباره از اول در ذهنشان ثابت کنند که این نهی شده‚ واقعا منکر است1. همین طور می گذرد تا موقعیت گناه می رسد‚ دوباره باید ثابت کند‚ شک می کند‚ وقت نیست‚ فکر را به زمانی بعد موکول می کند. ولی دید که می شود جلوی حق ایستاد‚ قانون را شکست‚ حرمت را ریخت. این کسی است که علمش به عمل نیامد‚ دید که خدا ترس ندارد. الآن ندارد. بازی با دما شوخی نیست. برای تو که اکنون در 25 درجه ی سانتیگراد هستی‚ تصورش آسان است ولی همین که یک ذره دما بالا و پایین برود‚ مگر می شود!!! امام علی (ع) فرمودند که بهترین خانه ها حمام است. زیرا تو را به یاد جهنم می اندازد. البته نه حمام های آبگرم کن دار و تنظیم شونده ی حالا. واقعا خوب است گاهی آن موقعیت را شبیه سازی کنیم(چه نظری و چه عملی!!): جای تنگ‚ فشار‚ سوزش بیرون و درون همزمان‚ اعضای درونی بدن ریزریز شده از نوشیدنی‚ نوازش لهیب آتش بر صورت.
تو که همیشه از اشتباه آدم می گویی‚ آدم را با وعده ي ملک همیشگی اغوا کرد تا دستور خدا را زیر پا بگذارد‚ تو را با چه اغوا می کند؟ واقعا که فرزندان به حق آدمیم‚ همو که قرآن درباره اش می فرماید: ((وَ لَقَد عَهِدنا إلی آدَمَ مِن قَبلُ فَنَسِیَ وَ لَم نَجِد لَهُ عَزماً)) طه‚ 115. آدم عزم نداشت. نمی توانست تصمیم قاطع بگیرد. تو از همین الآن خودت را برای یک عمر مبارزه ‚ آماده کن . به دنبال مبارزه باش . پیروزی و شکستش, هر دو پیروزیست زیرا (( ذلِكَ بأنَّهُم لا يُصيبُهُم ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخمَصَةٌ في سَبيلِ اللهِ وَ لا يَطَئونَ مَوطِئاً يَغيظُ الكُفّارَ وَ لا يَنالونَ مِن عَدُوِّ نَيلاً إلّا كُتِبَ لَهُم بِه عَمَلٌ صالِح: چرا که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی رسد مگر اینکه به سبب آن عمل صالح برایشان نوشته شود و همچنین در هیچ مکانی که کافران را به خشم می آورد قدم نمی گذارند و از دشمنی غنیمتی به دست نمی آورند مگر اینکه به سبب آن عمل صالح برایشان نوشته شود. )) سستی کافیست. وقت پایداریست. وقت نشان دادن قدرت و استفاده از آن است. باید از حیثیّتم و سرنوشتم دفاع کنم. دفاعی جانانه.
فکر نکن بعد از گناه با توبه‚ دیگر هیچ چیزی را از دست نداده ای‚ همین باعث سرکشی ات شده. مطمئن باش بعد از گناه‚ خیلی از راه های پرواز, بر تو بسته می شود.
((راه درست این است‚ پس آن را برو))
هر وقت دیدی کم آوردی‚ دیدی نمی توانی ساده بگیری‚ نمی توانی از بیرون به قضیه نگاه کنی نه از درون2. با اعتراف به ناتوانی و با عجز‚ با تمام وجود پناه ببر در آغوش گرم پروردگار‚ به خودش بسپار و بگو ((پناه بر تو)). تأثیرش در عرض چند ثانیه در تو بروز می کند. شاید هیچ وقت نتوانی این قدر بی غرور و خاکسار با او باشی. از این حالت استفاده کن.
بعضی ها می گویند: ((الآن بروم تا بعداً نروم)) این دام است. گناه الآن تو آینده ات را تضمین نمی کند. فرض کن که قبلاً کلی گناه کرده ای و همین الآن موقعیت گناه است: آیا بخاطر خودِ لذت گذشته, می شود از لذت حالا گذشت؟ پس همان بهتر که قبلا هم گناه نکرده باشیم. آن چند دقیقه‚ برای همان چند دقیقه بود که واقعا می شد براحتی از آن گذشت. به قول آیت الله انصاری: ((نشود فردا معاویه معاویه بگوید خاک بر سرت, با آفتابه دزدی آمدی جهنم!))
فقط همین یک بار نیست. تو با رفتنت‚ این کار را مباح کرده ای. اگر می روی‚ از این به بعد هم روشت همین است(موقعیت های بعدی هم عین الآن است و یا سخت تر‚ چون برگشتن سخت تر از نرفتن است). اگر دوست نداری این روشت باشد‚ یک بار هم نرو. به یک ذره گناه هم راضی نشو. یک دوش آب یخ در ظرف دو ثانیه تو را از تمام گناه های نکرده ات در آینده نیز پشیمان می کند و از طرف دیگر خدا را شکر می کنی که در این دنیا کمی از پرت سوخت تا حساب آن دنیایت را از دست ندهی.
خطاب به نفست بگو: ((اصلا وقت گناه تو راحت باش‚ ولی بقیه ی مواقع لطفا ما را ول کن!)) به این ترتیب ابتدا فکرت را ساخته ای ((تا یک ثانیه به فکرت آمد, بیرون بیندازش)) و بعد حتی اگر موقعیت گناه هم پیش بیاید‚ تو کافیست همین فکرت را کنترل کنی و بس که قبلاً این کار را کرده ای. بدون اینکه بدانی تمام مشکل را حل کرده ای‚ چون ریشه را زده ای‚ چون می گویی: ((هیچ میلی ندارم)) به این ترتیب تمام زندگی ات پاک شد که: ((قَد أفلَحَ مَن زَكّها))
شما در ابتدا به فکرتان ادامه می دهید چون دارید لذت می برید. با اختیار ادامه می دهید تا اینکه می بینید دوباره گیرتان انداخته و مجبورتان می کند بلند شوید. قدرت دست شهوت می افتد. یک مدت با تمام قدرت تو را تسخیر می کند ولی بالاخره ول می کند. این زمانِ قعر شهوت است. دستگاه جنسی خسته شده است. اراده در دست عقل است. تا می توانی اجازه نده دوباره فکرت به آنجا کشیده شود. غریزه دوباره یورش می برد و خسته می شود و نوبت به تو می رسد. این چرخه تکرار می شود. اگر زرنگ باشی با هر بار تکرار چرخه, کار را برای شهوت تنگ تر می کنی تا زمانی که یک نَفَسِ راحت می کشی. با یک بار حمله و تسخیر شدن توسط شهوت, زود ناامید نشوید که دیگر کار من هم تمام شد. بعضی ها در آن زمان تصمیم قاطع می گیرند و بعد حتی در زمانی که تحت کنترل عقل اند, بر تصمیم قبلی خود پافشاری می کنند. اولاً اصلاً بگو چرا آن زمان تصمیم گرفتی؟ به عنوان موردی همسان می گویم, مگر نشنیده اید که در زمانِ عصبانیت نبايد تصمیم گیری كرد؟ چرا؟ چون آن تصمیم, معمولاً عاقلانه نیست و بعد از زمانِ فروکشِ غضب, می بینیم که خیلی زیاده روی کرده ایم و بخاطر چیزی کوچک, می خواستیم طرف را بکشیم!
طرف مقابل نداشته باشید. شهوت چیزیست که به صورت مجزا, در فکر نمی تواند که بیاید. همیشه یک نفر خاص تا مدت ها فکرتان را مشغول می کند تا زمانی که این جایگاه به دیگری برسد. علم زمین شناسی در جایی که زمین نیست (حالا فرض کنید تو ایستگاه فضایی!!) دیگر موضوعی ندارد. گفتم همیشه یک نفر خاص تا مدت ها فکرتان را مشغول می کند تا زمانی که این جایگاه به دیگری برسد, در این مورد متن مرتبطی از کتاب ((صراط)) نوشته ی علی صفائی حائری ,وجود دارد. ایشان در صفحه ی 9 کتاب می نویسد: ((مشتاق هایی هستند که می سوزند و با صمیمیت و درد و رنج می پرسند چه کنیم که برای خدا باشیم؟ چگونه در خودمان عشق و ایمان بسازیم؟ از کجا و با چه وسیله ای می توانیم حرکت ها و محرک ها را کنترل کنیم و از راه نزدیک به مقصد برسیم؟ اینها خیال می کنند که باید در خودشان عشق بسازند و یا حرکتی ایجاد کنند غافل از اینکه این همه را دارند. تمامی وجودشان سوز و شور است. تمامی وجودشان حرکت است. مگر از صبح تا شام بی کار هستند؟ و مگر این همه رنج و کار بدون عشق و نیرویی جنبنده امکان دارد؟ ما عاشق آفریده شده ایم و نه تنها عشق, که حرکت را, که فعالیت را با خود داریم. ما عاشق آفریده شده ایم. عشق را داریم ولی معشوق هامان را انتخاب می کنیم. عشق همیشه هست آنچه که جابجا می شود معشوق ها و محبوب ها هستند.))
این را با قدرت می گویم که یک قسمت از سختی کار, مربوط به شکستن دل طرف مقابل است. تو که اکنون برای ناراحت نشدن طرف مقابلت, چشمانت را به او خیره می کنی, بعدا برای نشکستن دلش, با پیشنهاد گناهش هم موافقت می کنی. واقعا برای دل نازک ها این اتفاق می افتد; خودش را می تواند کنترل کند ولی نمی تواند ((نه)) بگوید.
این موقعیت در ازل پیشبینی شده بود. خلقت سال های زیادی را گذراند و زمینه ها چیده شد تا تو به این دوراهی برسی و با اختیارت انتخاب کنی. تمام ملائکه و خداوند که به حقیقت اختیار تو آگاه است, نظاره گر نتیجه اند. مانند یک سازمان فضایی, بعد از سال ها تحقیق و کار گروهی, در لحظه ی شروع آزمایش و پرتاب موشک که نَفَس ها در سینه حبس است.
انسان‚ موجودی عجیب: هم زیاده خواهی را دوست دارد و هم قناعت را. هم آزادی را دوست دارد و هم بنده ی مطیع خالق بودن را. هم می خواهد روی پای خودش بایستد و هم می خواهد متّکیِ نظاره گر باشد. دین خدا هم, همینگونه پاسخ می دهد: هم پرخوری را نهی می کند و هم تارِک دنیا شدن را. هم تقوا را یاد می دهد و هم ازدواج را تا از هر دو طرف پاسخ وجود داشته باشد.
آخر راه این است. به اینجا می رسی که در گوشه ی خیابان, به دنبال طعمه می گردی. چشمت به دنبال جاهای خلوت و دور از دید پارک هاست. یک زن را که ببینی حتی در مکان های شلوغ هم دامنت از دست می رود. کم کم به التماس دیگران می افتی. اگر دیدی نمی شود, سراغ همجنس هم می روی. با چه خجالتی موضوع بحث را به جایی که می خواهی می کشانی. چه فلاکتی!. خودت, خودت را به اين رسوايي كشاندي. دیگر بچه هایشان را از تو دور نگاه می دارند تا به روحیه شان صدمه ای جبران ناپذیر وارد نشود. چه خجالتی!. خودت را در یک گوشه قایم می کنی منتظری تا مرد خانه سر کار برود. وای!. جلوی بچه هایش او را طلب می کنی. وای!. ((أعوذُ بِكَ مِن نفسٍ لاتَشبَع)) ((وَ قَد خابَ مَن دَسّها: و ناامید آنکه نفس را آلوده ساخت)) آخر راه این است. اولش ساده آغاز می شود.اگر می خواهی آغازش کنی تا پایانش را بدان. اگر نمی خواهی به آخرش برسی اولش را نیز نرو. با کار هیچکس هم کاری نداشته باش. تحریک زیاد خواهی دید. مطمئن باش گنهکار هم به تو حسودی می کند.
تو فرض کن که داری ریاضت نفسانی می کشی. بعضی ها ناراحت اند از این که اسلام این راه را برایشان بسته‚ ولی خیلی کار درستی کرده‚ خُب همین را یک نوع ریاضت نفسانی در نظر بگیرید. شماییکه گاهی از شدت رفاه ‚ احساس می کنید احتیاج به شب زنده داری و نماز طولانی و چند روز‚ روزه گرفتن دارید‚ این هم همان است که اگر با ریاضت های حرام و رهبانیّت مقایسه شود: این اجر دارد و آن ندارد‚ این تربیت دارد و آن ندارد(بی تربیت!!!) این اصلاح اجتماعی دارد و آن ندارد‚ این وجهه ی خوب دارد و آن ندارد‚ این مهر انسانی و عشق الهی را نتیجه می شود و عرفان را تغذیه می کند و آن مهر و عشق را می خشکاند. ریاضت اسلام تقواست‚ صبر است‚ گذشت و عفو است. ((بدی را با آنچه بهتر است دفع کن‚ آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است‚ گویی دوستی صمیمی می شود. و این خصلت را جز کسانی که شکیبا بوده اند نمی یابند و آن را جز صاحب بهره ای بزرگ نخواهد یافت))فُصِّلَت‚ 34 و 35. ((كانوا قَليلاً مِنَ الَّيلِ ما يَهجَعون. وَ بِالأَسحارِ هُم يَستَغفِرون: اندکی از شب را می خوابیدند و در سحرگاهان طلب آمرزش می کردند.))
امام علی (ع): ((ای مردم باید دنیای حرام در چشمانتان از پر کاه خشکیده و تفاله های قیچی شده ی دام داران, بی ارزش تر باشد, از پیشینیان خود پند گیرید پیش از آنکه آیندگان از شما پند گیرند, این دنیای فاسد نکوهش شده را رها کنید که مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.))نهج البلاغه/خطبه ی 32/روش برخورد با دنیا. اگر جهنم را روبرویت بگذارند می شود که با اختیار خودت داخلش بروی؟ هیچوقت. اینگونه بنگر.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1)همین جا بگویم که دلیل ᷂ راه است برای رسیدن به یقین. راه را عقل می رود ولی یقین را باید خودت بسازی. آن نتیجه را به چشم خود بیاور. نتیجه را جزو پايه هاي فکری ات قرار ده و از آن نتیجه های نظری و عملی بگیر. آن را بدیهی بدان. فکرت را از مشغله بیرون بیاور. تا خواست دوباره شروع کند راهش را ببند (دوباره به همان نتیجه خواهد رسید) چرا قرآن می گوید: ((وَ هُم في رَيبِهِم يَتَرَدَّدون))توبه‚ 45. هِی می رود هِی برمی گردد. هِی می رود هِی برمی گردد.
2) ذاتِ نظاره گرِ بیرونی هیچ احساسی نسبت به این اتفاق ندارد و حتی از این همه اصرار انسان ها برای نافرمانی تعجب می کند.
برچسب ها : شهوت, غریزه ی جنسی, کنترل نفس, تقوا, تقوی
[ صادق ] [شنبه بیست و یکم مرداد 1391 ساعت 14:47] [ نظر بدهيد ]
O
[ مرجع دریافت اب
[ Designed By Ashoora.ir ]