روزی باغبان قدیمی روبه نهال کرد گفت نهال من چرا تنهایی...نهال گفت تا وقتی زنده ام تو ر دوست خواهم داشت و فراموشت نمی کنم...تا اینکه سرانجام نهال کوچک از نهالستان رفت