حضرت آیت اللهالعظمی جوادی آملی
مردان الهی كه آیت الله تهرانیرضوان الله علیه از مصادیق بارز این صِنفند، در دو جبهه پیروزند و پیروز بودند. بعضیها در هر دو جبهه گرفتارند، بعضیها در یك جبهه گرفتارند و در جبهه دیگر پیروزند، ولی این بزرگوار در هر دو جبهه پیروز بود. قرآن كریم پیروزمندان این دو جبهه را چنین معرفی كرد و فرمود: اینها اصلاً به طرف بازی نمیروند و بازی هم آن جرأت را ندارد كه به طرف اینها بیاید. نه اینها به طرف بازیگران میروند و نه بازیگران آن قدرت را دارند كه خودشان را به ایشان نزدیك كنند. این خصیصۀ مردان الهی است.
بعضیها هستند كه در هر دو جبهه شكستخوردهاند؛ یعنی هم بازیگرند و با بازیگران میسازند، و هم بازیگران اینها را به بازی میگیرند. بعضیها هستند كه عمداً به طرف بازی و بازیگران نمیروند ولی بازیگران احیاناً به طرف اینها میآیند و اینها را به بازی میگیرند.
امّا اینكه مردان الهی عمداً به طرف بازی نمیروند این را در سورۀ مباركۀ مؤمنون فرمود: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ٭ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ ٭ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ اینها از بازی و بازیگری و بازیكنندهها و... اعراض دارند. هرگز عمداً به این طرف نمیروند.
دربارۀ اینكه بازیكنندهها و بازیگری و... به طرف آنها نمیروند، آن را در سورۀ مباركۀ نور فرمود: رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ تازه بیع؛ چه رسد به بازیهای سیاسی! این دو جبهه پیروزی است. به هیچ وجه بازیگری و اصلِ بازی به طرف آنها نمیتواند برود؛ نه تنها اینها با بازیگران كاری ندارند به طرف بازی نمیروند، بازی و بازیكنندهها هم آن جرأت را ندارند كه به طرف اینها بروند رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ
امّا متأسّفانه گروهی هستند كه در هر دو جبهه شكستخوردهاند هم خودشان به استقبال بازی میروند، هم بازیگران اینها را به بازی میگیرند. گروه دیگر كه میانهرو هستند عمداً به طرف بازی نمیروند ولی بازیكنندهها گاهی اینها را به بازی میگیرند. اوحدی اهل ایمان كسانیاند كه در هر دو جبهه پیروزند؛ هم الحمد لله ربّ العالمین آن نعمت را خدا به اینها داد كه بوی بد بازی را استشمام میكنند، به طرف بازی نمیروند و هم در قلّهای به سر میبرند كه بازی و بازیكنندهها به آنها دسترسی ندارند.
وجود مبارك حضرت امیرسلام الله علیه فرمود: من در جایی هستم كه كسی به من دسترسی ندارد و امّا اینطور نیستم كه حالا دیگران به من دسترسی ندارند، من هم دسترسی نداشته باشم! نه؛ من مرتّب فیض دارم امّا دیگران به من دسترسی ندارند. این در همان خطبۀ نورانی كه خودش را معرفی میكند «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» آمده است. در اطراف تهران كوه هست امّا این كوهها معمولاً سیل ندارد، هر چندین سال ممكن است كه یك بار مثلاً سیل بیاید. امّا در قلّۀ دماوند هر وقت باران تند میبارد، سیل میآید. این شیارهایی كه این سلسله جبال البرز را از قلّۀ دماوند جدا میكند، اینها كوههای میانیاند. بعضی از شیارها مستقیماً با خود قلّه مرتبطند و هر وقت یك باران تند بیاید چون از بالای قلّه تا این دامنهاش چند هزار متر است سیل جاری میشود.
حضرت فرمود: من آن كوهی نیستم كه مثل كوههای عادی باشم، من آن كوهیام كه «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ» هر كوهی سیل ندارد! سیل علم هم از هر كوهی نیست! «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ».
از طرف دیگر خیلی از پرندهها روی این كوههای تهران میتوانند بنشینند، امّا شما پرندهای نمیتوانید ببینید كه روی قلّۀ دماوند بتواند بنشیند. لذا حضرت فرمود: «وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» نفَس اینها بند میآید تا آن بالا بروند. کسی به آن قلّه نمیسد.
مردان الهی هم همین راه را منتها بالتّبع طی میكنند؛ كسی به آنها دسترسی ندارد، امّا بركات آنها مرتّب به مردم میرسد. مرحوم آیت الله تهرانی، به لطف الهی از همین نمونهها بود كه كسی نمیتوانست از ایشان سوء استفاده كند، ولی از علومش میتوانست استفاده كند. لذا برای همه ما داغی بود
... انشاءالله آثار علمی ایشان به وسیلۀ شما منتشر میشود و جامعه استفاده میكنند و بهره میبرند.
«و الحمد لله ربّ العالمین»
مردان الهی كه آیت الله تهرانیرضوان الله علیه از مصادیق بارز این صِنفند، در دو جبهه پیروزند و پیروز بودند. بعضیها در هر دو جبهه گرفتارند، بعضیها در یك جبهه گرفتارند و در جبهه دیگر پیروزند، ولی این بزرگوار در هر دو جبهه پیروز بود. قرآن كریم پیروزمندان این دو جبهه را چنین معرفی كرد و فرمود: اینها اصلاً به طرف بازی نمیروند و بازی هم آن جرأت را ندارد كه به طرف اینها بیاید. نه اینها به طرف بازیگران میروند و نه بازیگران آن قدرت را دارند كه خودشان را به ایشان نزدیك كنند. این خصیصۀ مردان الهی است.
بعضیها هستند كه در هر دو جبهه شكستخوردهاند؛ یعنی هم بازیگرند و با بازیگران میسازند، و هم بازیگران اینها را به بازی میگیرند. بعضیها هستند كه عمداً به طرف بازی و بازیگران نمیروند ولی بازیگران احیاناً به طرف اینها میآیند و اینها را به بازی میگیرند.
امّا اینكه مردان الهی عمداً به طرف بازی نمیروند این را در سورۀ مباركۀ مؤمنون فرمود: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ٭ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ ٭ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ اینها از بازی و بازیگری و بازیكنندهها و... اعراض دارند. هرگز عمداً به این طرف نمیروند.
دربارۀ اینكه بازیكنندهها و بازیگری و... به طرف آنها نمیروند، آن را در سورۀ مباركۀ نور فرمود: رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ تازه بیع؛ چه رسد به بازیهای سیاسی! این دو جبهه پیروزی است. به هیچ وجه بازیگری و اصلِ بازی به طرف آنها نمیتواند برود؛ نه تنها اینها با بازیگران كاری ندارند به طرف بازی نمیروند، بازی و بازیكنندهها هم آن جرأت را ندارند كه به طرف اینها بروند رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ
امّا متأسّفانه گروهی هستند كه در هر دو جبهه شكستخوردهاند هم خودشان به استقبال بازی میروند، هم بازیگران اینها را به بازی میگیرند. گروه دیگر كه میانهرو هستند عمداً به طرف بازی نمیروند ولی بازیكنندهها گاهی اینها را به بازی میگیرند. اوحدی اهل ایمان كسانیاند كه در هر دو جبهه پیروزند؛ هم الحمد لله ربّ العالمین آن نعمت را خدا به اینها داد كه بوی بد بازی را استشمام میكنند، به طرف بازی نمیروند و هم در قلّهای به سر میبرند كه بازی و بازیكنندهها به آنها دسترسی ندارند.
وجود مبارك حضرت امیرسلام الله علیه فرمود: من در جایی هستم كه كسی به من دسترسی ندارد و امّا اینطور نیستم كه حالا دیگران به من دسترسی ندارند، من هم دسترسی نداشته باشم! نه؛ من مرتّب فیض دارم امّا دیگران به من دسترسی ندارند. این در همان خطبۀ نورانی كه خودش را معرفی میكند «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» آمده است. در اطراف تهران كوه هست امّا این كوهها معمولاً سیل ندارد، هر چندین سال ممكن است كه یك بار مثلاً سیل بیاید. امّا در قلّۀ دماوند هر وقت باران تند میبارد، سیل میآید. این شیارهایی كه این سلسله جبال البرز را از قلّۀ دماوند جدا میكند، اینها كوههای میانیاند. بعضی از شیارها مستقیماً با خود قلّه مرتبطند و هر وقت یك باران تند بیاید چون از بالای قلّه تا این دامنهاش چند هزار متر است سیل جاری میشود.
حضرت فرمود: من آن كوهی نیستم كه مثل كوههای عادی باشم، من آن كوهیام كه «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ» هر كوهی سیل ندارد! سیل علم هم از هر كوهی نیست! «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ».
از طرف دیگر خیلی از پرندهها روی این كوههای تهران میتوانند بنشینند، امّا شما پرندهای نمیتوانید ببینید كه روی قلّۀ دماوند بتواند بنشیند. لذا حضرت فرمود: «وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» نفَس اینها بند میآید تا آن بالا بروند. کسی به آن قلّه نمیسد.
مردان الهی هم همین راه را منتها بالتّبع طی میكنند؛ كسی به آنها دسترسی ندارد، امّا بركات آنها مرتّب به مردم میرسد. مرحوم آیت الله تهرانی، به لطف الهی از همین نمونهها بود كه كسی نمیتوانست از ایشان سوء استفاده كند، ولی از علومش میتوانست استفاده كند. لذا برای همه ما داغی بود
... انشاءالله آثار علمی ایشان به وسیلۀ شما منتشر میشود و جامعه استفاده میكنند و بهره میبرند.
«و الحمد لله ربّ العالمین»
+ نوشته شده در جمعه ششم اسفند ۱۳۹۵ ساعت توسط ارانی
|